شعر شب اول محرم

مُهر تربت

این خاکبوسی ها و این عرض ارادت قیمتی ست
این دوستی همراه اظهار مودت قیمتی ست
تنها نه اشکی که برایش بین روضه ریختم
حتی لباس مشکی ام روزی قیامت قیمتی ست

نوحوا علی الحسین

تا که نشست بر سر دیـوار پرچـمت
سایه فکنـد بـر دل عشـــاق مـاتمت

آمد ندا ز عرش که: “نوحوا علی الحسین”
مقتـل نـزول کرد در آیـات مریمت

نام تو می برم خدا را شکر
سائل این درم خدا را شکر
در حریم تو مادرت زهرا
داده بال و پرم خدا را شکر

گریه لازم هستیم

صد شکر که از راه محرم آمد
از هر سر کوچه نوحه و دم آمد
هر کس که رسیده زیر پرچم آمد
لاتی وسط دسته ی ماتم آمد.

داستان نوکری

حرف حالا نیست که این داستان نوکری
قدمتی دیرینه دارد آستان نوکری

هر کسی شیر حلال و لقمه های پاک خورد
سربلند آمد برون از امتحان نوکری

به فدای اسیری زینب

بوی اسپند کرده مدهوشم
دارم آقا سیاه می پوشم

اشک ریز غروب گودالم
از همین ابتدای چاووشم

پرچم روضه

باز دعوتنامه را دادند و ماهم آمدیم
باز هم گریه‌کنان با اهل عالم آمدیم

چادرش را داده تا ما پرچم روضه کنیم
زیر دِین مادری با قامت خم آمدیم

یا مسلم ابن عقیل (ع)

ﺩﻳﺸﺐ اﺯ ﺣﺎﻟﺖ اﻳﻦ ﺷﻬﺮ ﺧﺒﺮ ﺩاﺭ ﺷﺪﻡ
ﺑﻲ ﺧﺒﺮ اﺯ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺑﻲ ﻛﺲ و ﺑﻲ ﻳﺎﺭ ﺷﺪﻡ
ﻣﻦ ﻋﺰﻳﺰﻩ ﻫﻤﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﺧﺎﺭ ﺷﺪﻡ
ﻧﻴﻤﻪ ﺷﺐ ﺩﺭﺑﻪ ﺩﺭ ﻛﻮﭼﻪ و ﺑﺎﺯاﺭ ﺷﺪﻡ

عبدالحسینم

مجنون شدم که لیلی لیلای من شوی
مهمان شبی به خیمۀ صحرای من شوی
در قاب اشکها بنوشتم ((حسین,عشق))
زیباترین نگار دل آرای من شوی

بزم عزا

میخرم برجان خود درد و بلای روضه را
میکشم برصورتم دست شفای روضه را

پیش تو آخر سیاهی روسپیدم میکند
دوست دارم پرچم بزم عزای روضه را

ٲُدخُلوها بِسلامِِ آمنین

تکیه و مسجد برای غم مهیا میشود
ماه تو! بتخانه هم حتی مصلی میشود

نو به بازار تو آمد, کهنه از میدان نرفت
پرچم تا خورده دارد باز هم وا میشود

گریه برغمت

هرجا که هست ذکر تو مآوای بهتری ست
دنیای در کنار تو دنیای بهتری ست

بین بهشت و روضه مردد نمیشویم

زیرا که روضه جنت الاعلای بهتری ست

دکمه بازگشت به بالا