به تو مستان لقب ساقی کوثر دادند
بیخود از خود شده و “نادعلی” سر دادند
از شراب تو به جبریل تعارف کردند
شوق پرواز تو را هم به کبوتر دادند
به تو مستان لقب ساقی کوثر دادند
بیخود از خود شده و “نادعلی” سر دادند
از شراب تو به جبریل تعارف کردند
شوق پرواز تو را هم به کبوتر دادند
رسیده اند سه تایی سرِ قرار نجف
پیمبر و اسد الله و کردگار نجف
کنار حضرت ایوان سر مزارِ علی
خدا گذاشته با جسم خود قرار نجف
ز نسل سلمانیم و با تمار مأنوسیم
آری که ما ازکودکی با دار مأنوسیم
دلدار ما از روز اول مرتضی بوده است
تا روز آخر با همین دلدار مأنوسیم
از پیمبر یا خدا درباره ی حیدر بپرس
یعنی از گوهرشناسان قیمت گوهر بپرس
معنی مرد خدا را نیمه شب از نخل ها
معنی شیر خدارا روز از لشکر بپرس
روی تاج عرش طبق نصّ لولا فاطمه
نقش شد زهرا سلام الله علیها فاطمه
آنکه خاک جانمازش را پرستش مى کنند
اولیا الله عالم , کیست اِلّا فاطمه
قبله ی هفتم ما قبله ی هشتم دارد
تا خراسان رضا آینه در قم دارد
توبه شد عاقبت گریه ی هر زائر مست
برزمین ریخت هرآن باده که در خم دارد
دین ما مدیون صبر و انقلاب زینب است
روشن این عالم ز نور آفتاب زینب است
چشم خود را زیرپای خواهر خود می گذشت
حضرت عباس هم خانه خراب زینب است
سوز اشک و ناله ام چاره درد و غم نشد
یک نفس از سوز من بین خیالت کم نشد
چاره ای بر زخم دل میکردم اما هیچکس
همچو یاد دلبرم بر زخم من مرهم نشد
ای کریم دیار تنهایی
خاک بوس دَرَت شکیبایی
حسنی تو, حسن, حسن اما
بیشتر از سه بار زیبایی
در روز سخت یار علی بود فاطمه
پیوسته در کنار علی بود فاطمه
دشمن شعار زشت به لب داشت, در عوض
زیباترین شعار علی بود فاطمه
صبر کن مرد صبور آدم اگر میخواهی
چند روزیست که از آدمیت مهجورم
گرچه مجروح گناهم ولی در این جبهه
من به جنگیدن بر نفع شما ما مورم
چشم خشک از چشم های تر خجالت می کشد
چشمه وقتی خشک شد, دیگر خجالت می کشد
سوختن در شعله ی دل, کمتر از پرواز نیست
هر که این جا نیست خاکستر, خجالت می کشد