شعر ولادت اهل بیت

یا زهرا(س)

آمد زلال آسمانها مادر باران
عطر ولایت می وزد در کوچه ایمان

آمد زنی از جنس نور و آب و آیینه
نازل شده حوریه ای در شکل یک انسان

حضرت مادر

وقتی که با لَعل و دُر و گوهر
شان نزول حضرت مادر
گل آیه‌های سوره‌ی کوثر
از عرش نازل شد به پیغمبر

نوری از خدا دمید

نوری از خدا دمید،شب پراز شهاب شد
عرش تار و تیره بود،غرق آفتاب شد

دم به دم خدا به نور از دم خودش دمید
آنقدر که شب پراز جلوه های ناب شد

معنی عفت و حیا

اسدالله چشم تو روشن
صاحب شیر دختری شده ای
یا حسین، بهر کربلای خودت
صاحب چه پیمبری شده ای

جانم زینب(س)

نبود و نیست و دیگر هم از مادر نمی آید
یقین دارم که دختر مثل این دختر نمی آید
زنی مانند زینب زاده ی حیدر نمی آید
عقیله یک نفر بوده است پس دیگر نمی آید

بنت الحیدر

زینب رسیده پای پیمبر بایستد
از شوق روی فاطمه حیدر بایستد
زینب رسیده باز که قرآن بخواند و
چشمش به روی سوره کوثر بایستد

به نام زینت مولا

به نام زینت مولا، به نام سیده زینب
شهنشاهان به قربان ِ غلام سیده زینب

به نام شیربانوی ِ مجاهدهای هر دوران
خدا زد استقامت را به نام سیده زینب

دمیده دولت عشق

سحر است و دمیده دولت عشق
نوبتی باشد است نوبت عشق
کوه می لرزد از اُبُهَت عشق
می نویسم به نام “حضرت عشق”

عمه ی سادات

قمری باز رسید و به دلم نور افتاد
ناخودآگاه مسیرم به رهِ طور افتاد
بیخبر بودم از آن حال و دلم شور افتاد
قافیه بر ورقم جفت شد و جور افتاد

یا زینب(س)

گریه‌ی عشاق برای هم است
سینه‌شان تنگِ صدای هم است

آنچه دلِ ایل مرا می‌بَرَد
گیسویِ در باد رهایِ هم است

یا بنت الحیدر

بطن یاسین و مومنون امد
قلب قران به تاب و تب افتاد
رب الارباب را در او دیدند
پرده از جلوه های رب افتاد

یا زینب(س)

کار اشک است اگر از مژه ها افتادن
کار عشق است به پای تو زپا افتادن

دست تقدیر، مرا سوی نگاهت انداخت
پس مهم است همین حرف…کجا افتادن

دکمه بازگشت به بالا