فاطمیه

فاطمه جان

خانم اجازه هست بیایم کنارتان؟
دل تنگ گشته ام،شده ام بی قرار تان

خیلی دلم گرفته به یاد قدیم ها
نان پختنت برای تمام یتیم ها

نرو گلم

ما که آزار نرسونیدیم به کسی
هیچکسی نیست که محبتی کنه
دیگه امنیت نداریم توی شهر
هر کی میخواد یه اَذیّتی کنه

فاطمه جانم(س)

کمتر سخن می گفت از در تا همیشه
دیوار را می دید کمتر تا همیشه

وقت عبور از کوچه ها هر بار هر بار
بغض عجیبی داشت حیدر تا همیشه

یا فاطمه(س)

عمر محسنم به این دنیا نبود
دیگه چی داره عذابت میکنه
آخه تو چه دردی داری فاطمه
ذره ذره داره آبت میکنه

مادر

از زمین و آسمون غم میباره
کار دنیا مگه غیر آزاره؟
الهی فداش بشم اما علی
نمیخوام یه خم به ابرو بیاره

حضرت مادر

سلام ای حضرت مادر،تو ای خورشید نورانی
سلام ای صاحب ذکر و عبادت های طولانی

سلام ای منشا خلقت، سلام ای باطن دنیا
تویی سرچشمه خیر و نزول هر فراوانی

رگ حیات منی

رگ حیات منی و مقابل چشمم
تورا چهل نفری در حیاط خانه زدند

قرار شد به همه نوبت زدن برسد
به صف شدند و تو را دانه دانه دانه زدند

واویلا

بسوزیم و بسوزانیم با گریه دو عالم را
که سوزاندند ناموس رسول الله اعظم را
لگد بر شاخه خورد و بار افتاد از درختی که
به زیر سایه اش گیرد از آدم تا به خاتم را

ننه زهرا(س)

در آن فشار که میخ در از نفس افتاد
چه دید پشت در خانه، فضه پس افتاد

چنان زدند که تا استخوان سینه شکست
به گریه بر غم او، حیّ دادرس افتاد

یا زهرا(س)

آنگونه که جمال تو فوق قیاس هاست
گریه برای فاطمه رزق خواص هاست

در فاطمیه ما به علی گریه می کنیم
یعنی عزات محفل حیدر شناس هاست

یا رسول الله(ص)

رفتی و دخترت ای یار به هم ریخته است
گل بی خار تو از خار به هم ریخته است

یا رسول الله من هم به چکنم افتادم
چکنم ماه شب تار به هم ریخته است

بانو

بر روی گونه اشک نم نم ایستاده
آنگونه که بر برگ شبنم ایستاده

آنسوی در نامردهای پست فطرت
این سمت بانویی مکرم ایستاده

دکمه بازگشت به بالا