مدح مولا

بالاترین دست…

دستان تو حالا شده بالاترین دست

جبریل بوسه میزند بر اینچنین دست

خلق ازل , کار ِ ابد بر عهده یِ توست

ای اولین دستِ خدا , ای آخرین دست

غدیرخم

کار من نیست که بنشینم املات کنم

شان تو نیست که در دفترم انشات کنم

عین توحید همین است که قبل از توبه

باید اول برسم با تو مناجات کنم

سکوت عین سکوت است,

سکوت عین سکوت است, بی همانند است

که پیشوند ندارد, بدون پسوند است

زبان رسمی اهل طریقت است سکوت

سکوت حرف کمی نیست, عین سوگند است

شرع ما می گوید

شرع ما می گوید آقا منکرانت منکرند

در جهان پیچیده آوایت ولی آنها کرند

بی جهت در جست و جوی شیر مردی بهترند

چون دلیران جهان هم خاک پای حیدرند

لایق خلافت نیست

 هر آنکه نیست درون دلش ولای تو

به آتشش فکند در جزا خدای تو

تو پادشاهی و بر بام گنبد دوار

در اهتزاز بود تا ابد لوای تو

فقط حیدر امیر المومنین است

علی  مصداق  قرآن  مبین  است

علی یعسوب دین حبل المتین است

پیمبر خاتم و حیدر نگین است

علی  استاد  جبریل  امین   است

دفتر عاشقی

من را سر راه او گدا بنویسید

مدیون عطای مرتضی بنویسید

من وصله ی ناجور و سیاهی هستم

من را ز علی کمی جدا بنویسید

عشق حیدر …

نمک سفره ی ارباب غذای دل ماست

عشق حیدر بخداوند بهای دل ماست

اگر این حب علی هست خطا ای عالم

خود الله گرفتار خطای دل ماست

جـواز نوکریم

دیوانه ی تو هــر که شد عاقل نمی شود

یک لحظه هم ز عشق تو غافل نمی شود

مـــولا جـواز نوکریم چــون به دســت تو

امضاء و مهر خورده که باطل نمی شود

تاریخ خلقت است

میگفت حی عالی اعلا : علی علی

در وقت خلق احمد و زهرا , علی علی

آمد زمان پدید و مکان گشت آشکار

تاریخ خلقت است سراپا علی علی

ما می خوریم …

آنانکه عابدند به وقت اذان خوشند

آنانکه زاهدند به یک تکه نان خوشند

از هر دو تا نگار یکی ناز می کند

عشاق روزگار یکی در میان خوشند

اولین مرد مست

آنکسی که شراب می‌نوشاند , به شما در الست من بودم

اولین باده خور خود ساقی است , اولین مرد مست من بودم

در ازل نور او که شد پیدا , تا صدا زد: که این منم لیلا

اولین عاشقی که پیمان با , لب پیمانه بست من بودم


دکمه بازگشت به بالا