مگر نجوم ز بدر الدجی چه می دانند؟
زمینیان ز ستون سما چه می دانند؟
به عقل ناقص ما حق بده به تو نرسد
مگر عقول بشر از خدا چه می دانند؟
مگر نجوم ز بدر الدجی چه می دانند؟
زمینیان ز ستون سما چه می دانند؟
به عقل ناقص ما حق بده به تو نرسد
مگر عقول بشر از خدا چه می دانند؟
شروع عشق به نام خدا ,خدای شما
دوباره واشده لب بر ثنا ,ثنای شما
هدف از خلقت من چیست به گمانم که …
من آفریده شدم تا شوم فدای شما
مینویسم غدیر از اول
از سراج المنیر از اول
تو همان مستجار هستی و من
من همان مستجیر از اول
رخصت از حضرت داور که علی بنویسم
به گلستان بروم تا زگلی بنویسم
با علی منزلت عشق معین گردید
با علی خانه عشاق مزین گردید
هنگام ظهر وقت اذان نماز بود
درهاى آسمان به روى خلق باز بود
ارواح مؤمنین همه در سجده حضور
این روح کعبه بود که روى جهاز بود
شیعهبا عشق علی همواره عزت داشته
باولایمرتضی رمز هدایت داشته
هرکسیکه شیعه مولاست خورده شیر پاک
خوش بهحالش از همان اول سعادت داشته
آیات محکمات خدا مدح حیدر است
ذکر لب پـیمبـر ما مدح حیدر است
هر روز ما به مدح علی می شود شروع
هوهوی صبح باد صبا مدح حیدر است
«یا علی» گفته عشق در آغاز, تا که اینقدر ماندگار شده
هر کسی با ابوتراب نرفت, به هوا رفته و غبار شده
کعبه برخاست احترام کند, لب گشودهست تا سلام کند
او هم از سینه چاکیش پیداست که به عشق نجف دچار شده
شعر من از کرم اوست که ارزش دارد
عرش حق از قدم اوست که ارزش دارد
هیئت ام با علم اوست که ارزش دارد
خادمی حرم اوست که ارزش دارد
دستهایت را که در دستش گرفت آرام شد
تازه انگاری دلش راضی به این اسلام شد
دستهایت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت:
مومنین! ( یک لحظه اینجا یک تبسم کرد و گفت:)
قطره ای بودم وچکیده شدم
سمت دریای تو کشیده شدم
بارهاست سنگ عاشقی خوردم
باز اطراف عشق دیده شدم
غزلیّاتِ قدیمّیِّ شما از اول
عشق بوده ست که با دست خدا از اول
خِشت خشتِ همه را با برکاتِ نفسش
پایِ خاکستر خود کرده بنا از اول