شعر شهادت حضرت عباس (ع)

ای اهل حرم

صاحب العصر سلام
ای به دستت علم نصر سلام
چشمه‌ی نوش حیات
نظری کن به عدم
به گِل مرده ما دم بده ای وارث شمشیر دودم
فاتح قلعه‌ی دل
به همان وصله که جد تو به نعلینش زد
دل معیوب مرا هم به خودت وصله بزن
به کرمخانه‌ی باباو عموی تو حسن

محرم راز بیا
دوره‌ی قحط وفاست
فطرس سوخته بالم، پر پرواز بیا
پر شال تو دواست
ای که با ذکر حسین‌جانِ همه سینه زنانی تو هم آواز بیا
خانه‌ی دوست کجاست؟

تو کجایی آقا؟
صاحب اصلی هر روضه کجا خیمه زدی؟
روضه‌ی خانگی‌ات را تو کجا می‌گیری؟
روضه‌خوانت چه کسی‌ست؟
چه کسی روضه مشک و علم و دست عمو جان تو را می‌خواند؟
سینه‌زن‌های تو آیا دودمه می‌گیرند؟
دم “ای اهل حرم…
دو‌دم “میر و علمدار کجاست”
وسط سینه زنی‌ها
وسط روضه عباس بگو
عمه‌ات لطمه‌زنان می‌آید؟
مادرش ام‌بنین گریه‌کنان می‌آید؟

چه کسی تیر به چشم پسرم، نور دو عینم زده است؟
ضرب شمشیر به دستان علمدار حسینم زده است؟
وای بر جمعیتی که قمرم را کشتند
بعد عباس، حسینم؛ پسرم را کشتند

  امیر عظیمی
 

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا