شعر شهادت حضرت زهرا (س)
مثل شمع آب شدی
مثل شمع آب شدی و جگرم می سوزد
چه کنم فاطمه جان، بال و پرم می سوزد
خانه داری نکن ای مادر محسن، بنشین
تو خمیدی به خدا، من کمرم می سوزد
این گل تازه روی پیرهنت را دیدم
فضه هم ناله زد و باز سرم می سوزد
به تو چادر گل حیدر چقدر می آید
روُ نگیر از من تنها، ثمرم می سوزد
تو نگاهم نکنی، روُ که بگیری از من
به خدا دلخوشی مختصرم می سوزد
دخترم زینب از این ماتم تو تب کرد و
پا به پای غم کوچه، پسرم می سوزد
خوب فهمیدم از آن ضربه نمی بینی تو
با همین غصه ببین چشم ترم می سوزد
یاس پژمرده ی من، کوثر زخمی علی
تو خزان می شوی و برگ و برم می سوزد
جابر عابدی