شعر وروديه كربلا
یا اخا بی تو نخواهم همهی دنیا را
مادرم گفته در اینجا چه میآید به سرت
کربلا گفتی و آتش زدهای دلها را
نیمی از دلهرهام بهر زنانِ حرم است
چکنم گر که ببینند به نی سقّا را
بعد عبّاس همه لشگریان شیر شوند
بیم دارم که به سیلی بزنن زنها را
کاش اعضاء تو با نعل به هر سو نرود
ورنه باید که بگردم همهی صحرا را
به روی دست بگیرم همگی میخندند
تن عریان شدهای در وسط گرما را
محمود اسدی