محمود اسدی

دل مضطرم شکست

یک اربعین ز داغ،دل مضطرم شکست
یک اربعین،سرشک به چشم ترم شکست

یک اربعین مدام به ما خنده کرده اند
با رفتن تو حرمت اهل حرم شکست

یا مظلوم

اولین ضربه فاطمه غش کرد
آسمان، اشکِ سرخ می‌بارید
در هیاهوی گریه‌ها امّا
شمر بود و مدام می‌خندید

سپاهم بودی

چشم تو دیدم و چشم تر من ،ریخت به هم
حال با وضع سر تو سر من ریخت به هم

نه علمدار سپاهم ، که سپاهم بودی
تا تو پاشیده شدی لشگر من ریخت به هم

برخیز علی جان پدر پیرِ تو تنهاست

برخیز علی جان پدر پیرِ تو تنهاست
برخیز که دیده به رهت دیده‌ی لیلاست

شد کوچه برای زدنت باز عزیزم
ای وای که پهلوی تو چون پهلوی زهراست

امان از دل رباب(س)

بعد اصغر مادرش از زندگانی سیر شد
بعد از آن تیر سه شعبه بود که دلگیر شد

صبح، شرمِ مادری از کودک دردانه‌اش
عصر، طفلی زیر خاک و سینه‌ای پر شیر شد

چشمم از داغ تو ای لاله‌ی من دریا شد

چشمم از داغ تو ای لاله‌ی من دریا شد
در جنان از غم تو خون به دل بابا شد

لااقل کاش که یک گوشه تو را می کشتند
پاره پاره شدنت در وسط صحرا شد

عمو حسین(ع)

کعبه دور حسین می‌گردید
دشنه‌ی کوفه، یاس را می‌چید

سنگ‌‌های تراش خورده‌ی شان
سر و روی عموی من بوسید

بابا فراق و داغ مرا انتخاب کرد

بابا فراق و داغ مرا انتخاب کرد
درد مرا توان که به صدها کتاب کرد

با من بگو چرا گلویت نامرتب است؟
بابا که کاکل تو بخونت خضاب کرد؟

یا اخا بی تو نخواهم همه‌ی دنیا را

یا اخا بی تو نخواهم همه‌ی دنیا را
به دلم ریخته این دشت، همه غمها را

از همان لحظه که شد خیمه بپا، قلبم ریخت
هر طرف می‌شِنوم زمزمه‌ی زهرا را

سر سبزی بهار

نام تو عطر و بو به فضای دهان دهد
سر سبزی بهار، به فصل خزان دهد

تا روی دلربای تو بینیم یک نظر
ای کاش تا به ما اجل آخر، امان دهد

یا ابالفضل العباس(ع)

شد زمین زیباتر از خلدبرین
آسمان، محو تماشای زمین
آمده دسته گُلِ ام البنین
صورت و صولت امیرالمومنین

حسین من

شد زمین زیباتر از خلد برین
آمده از ره نگار نازنین
در میان مه جبینان، مه جبین
خادم دربار او روح الامین

دکمه بازگشت به بالا