محمود اسدی

یاسِ نیلوفری ام

ای همای علوی! بال و پرت افتاده
یاسِ نیلوفری ام! برگ و برت افتاده

چشم پوشانده ای از چشم علی، حق داری
ماهِ من! هاله به دور قمرت افتاده

یا رسول الله(ص)

رفتی و دخترت ای یار به هم ریخته است
گل بی خار تو از خار به هم ریخته است

یا رسول الله من هم به چکنم افتادم
چکنم ماه شب تار به هم ریخته است

ام ابیهاء

با دود آتش حک شده کوثر به دیوار
در پیش کودک خورده یک مادر به دیوار

در عرش پیغمبر گرفته پهلویش را
خوردی زمین و خورده پیغمبر به دیوار

دل مضطرم شکست

یک اربعین ز داغ،دل مضطرم شکست
یک اربعین،سرشک به چشم ترم شکست

یک اربعین مدام به ما خنده کرده اند
با رفتن تو حرمت اهل حرم شکست

یا مظلوم

اولین ضربه فاطمه غش کرد
آسمان، اشکِ سرخ می‌بارید
در هیاهوی گریه‌ها امّا
شمر بود و مدام می‌خندید

سپاهم بودی

چشم تو دیدم و چشم تر من ،ریخت به هم
حال با وضع سر تو سر من ریخت به هم

نه علمدار سپاهم ، که سپاهم بودی
تا تو پاشیده شدی لشگر من ریخت به هم

برخیز علی جان پدر پیرِ تو تنهاست

برخیز علی جان پدر پیرِ تو تنهاست
برخیز که دیده به رهت دیده‌ی لیلاست

شد کوچه برای زدنت باز عزیزم
ای وای که پهلوی تو چون پهلوی زهراست

امان از دل رباب(س)

بعد اصغر مادرش از زندگانی سیر شد
بعد از آن تیر سه شعبه بود که دلگیر شد

صبح، شرمِ مادری از کودک دردانه‌اش
عصر، طفلی زیر خاک و سینه‌ای پر شیر شد

چشمم از داغ تو ای لاله‌ی من دریا شد

چشمم از داغ تو ای لاله‌ی من دریا شد
در جنان از غم تو خون به دل بابا شد

لااقل کاش که یک گوشه تو را می کشتند
پاره پاره شدنت در وسط صحرا شد

عمو حسین(ع)

کعبه دور حسین می‌گردید
دشنه‌ی کوفه، یاس را می‌چید

سنگ‌‌های تراش خورده‌ی شان
سر و روی عموی من بوسید

بابا فراق و داغ مرا انتخاب کرد

بابا فراق و داغ مرا انتخاب کرد
درد مرا توان که به صدها کتاب کرد

با من بگو چرا گلویت نامرتب است؟
بابا که کاکل تو بخونت خضاب کرد؟

یا اخا بی تو نخواهم همه‌ی دنیا را

یا اخا بی تو نخواهم همه‌ی دنیا را
به دلم ریخته این دشت، همه غمها را

از همان لحظه که شد خیمه بپا، قلبم ریخت
هر طرف می‌شِنوم زمزمه‌ی زهرا را

دکمه بازگشت به بالا