شعر وروديه محرم

بازار غمت گرم اباعبدالله

ای که بازار غمت گرم اباعبدالله
شور پای عَلَمَت گرم اباعبدالله

همه راندند مرا از درشان اما تو
راه دادی و دَمت گرم اباعبدالله

لایق “توبه” نبودم ، تو نوشتی که بیا !…
در ِ “باب الکرمت” گرم اباعبدالله

قلم عفو به کارم تو کشیدی… ای جان
تا همیشه قلمت گرم اباعبدالله

در حریمت همه جمع اند ؛ چه “علامه” چه “لات”
کار و بار حرمت گرم اباعبدالله

دوست دارم که دَم ِ مُردن خود داد زنم؛
آمدی؟!… ای قدمت گرم اباعبدالله

نیمانجاری

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا