واویلا حسین جانم
سالیانیست نشستیم کنار گذرش..
تا بیوفتد به سر ما کمی از خاک درش
پدرم باد به قربان همان بانویی..
که به اون نائبه الفاطمه گفته پدرش
چه خدایی که چنین زینب کبرایی ساخت
بگو احسنت بر آن خالق بر این هنرش
برو موسی جلوی خیمه زینب بنشین
صدو ده میوه ی توحید بگیر از شجرش
روح او روح حسین است دوتا نیست یکی ست
گره خورده به حسین امر قضا و قدرش
شاهبانوی عرب رو به بیابان کرده
کربلا ریخت به هم از جلوات خبرش
علی اکبر طرفی ساقی لشکر طرفی
طیب الله به شمس و قمر دور و برش
باد از محمل او رد نشده بی اذنش
نور خوشید نیوفتاده به این سو نظرش
شمر اصلا عددی نیست حریفش باشد
همه را خار کند آتش خشم جگرش
دختر فاطمه انگار خودش فاطمه است
ذره ای ترس ندارد ز بلا و خطرش
پوشیه بسته به صورت چه حجابی دارد
سایه ای نیست به جز سایه ی آقا به سرش
عاشق از هرچه به جز حضرت معشوق جداست
او نگاهش به حسین است نه حتی پسرش
چند روز دگر این آینه ی پوشیده
زخمی کینه ی کوفه ست همه بال و پرش
این سوی دشت زنی سیلی محکم بخورد
لشکر کوفه بخندند به سوی دگرش
زیورش را وسط شعله به غارت ببرند
وسط غائله با روسری شعله ورش..
یک نفر میزند اورا دوسه جا با شلاق
یک نفر اورا میزند اورا دوسه جا با سپرش
سید پوریا هاشمی