شعر شهادت طفلان حضرت زينب (س)
حسین من
خون کرد اگر غمت جگرم را غمت مباد
دیدى اگر دو چشم ترم را غمت مباد
اى شمع! شعله هاى جگر سوز عشق تو
از من اگر گرفت پرم را غمت مباد
با تو شروع کردم و آخر کنار تو
پایان رسانم این سفرم را غمت مباد
در این مسیر، بار غم کاروان اگر
خم کرد عاقبت کمرم را غمت مباد
هرگز گمان مکن که غریبى در این دیار
آورده ام دو تا پسرم را غمت مباد
حتى اگر که ما به اسارت درآمدیم
دارم هواى اهل حرم را غمت مباد
یاسین قاسمى