شعر شهادت حضرت عباس (ع)

عطش کودک تو آبم کرد

عطش کودک تو آبم کرد
لب خشک علی کبابم کرد

مشک پاره ؛ نگاه اهل حرم
به خدا از خجالت آبم کرد

ای برادر بیا مرا دریاب
مادر تو پسر خطابم کرد

رویم آیینه ی جمال تو بود
حرمله با سه شعبه قابم کرد

قمر خون گرفته ی حرمم
طلعت رویت آفتابم کرد

گفتم ای مشک تا خیام بیا
قطره قطره ولی جوابم کرد

پس بریده بریده می گویم
آب شرمنده ی ربابم کرد

از دعای مجیب پر بودم
دستم افتاد و مستجابم کرد

شدت تیرها و ضرب عمود
بر نگین زمین رکابم کرد

آمدی و نشد که برخیزم
نه تکانم نده که می ریزم

 محمد حسن بیات‌ لو

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا