شعر شهادت حضرت زهرا (س)

مادر

پدرا و مادرا توو زندگی
نگاه گرمی به بچه ها دارن
همه جا میگن خدارو شاکرن
تو روزای پیریشون عصا دارن …

جای مادر ، روی چشم پسراست
عاشق زنگ صدای مادرن
مادرا قوت قلب پسران
پسرا دلخوشیای مادرن ….

مادر و وقتی تو کوچه ها زدن
حسنش نقش عصا رو داشت براش
دو سه ماه وقتی می خواست بلند بشه
دستاشو گرفته بودن  پسراش…

روضه داره میره سمت قتلگاه
آقامون تو لحظه های آخرش
منتظر بود علی اکبرش بیاد
ولی دید شمر اومده بالا سرش

بدنش شد شبیه یه نیزه زار 
سپری نداشت به دادش برسه
از  رو ذوالجناح که افتاد رو‌ زمین
پسری نداشت به دادش برسه

عصای روزای پیری حسین
به حرم آوردنش عصا می خواست
بدنش توو یه عبا جمع نمی شد ….
گمونم چندتا دیگه عبا می خواست

ناصر دودانگه

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا