زهرای من
با اینکه گفته خوب و روبهراهم
با اینکه گفته پر توونم اما
طبق تموم دیدههای فضه
نمازشو نشسته خونده زهرا
از روز بعد سوءقصد کوچه
رو دست زندگی زده تاولی
شفای پهلودرد زهرا شده
دعای ثابت قنوت علی
حسن یه مدته پر از دلهرهس
هِی با خودش چون و چرا میکنه
همش میگه: کاشکی قدم بلند بود
وقتی به مادرش نگا میکنه
با اینکه تو دلش یه دنیا حرفه
ولی همیشه دلخور از سکوته
وقتی میپرسی چی دیدی تو کوچه
پر از سکوته و پر از سکوته
خانم خونهی علی! این شبا
با اینکه سر به زیری سربلندی
این همه نون رو واسه کی میپزی؟
رخت سفر آخه چرا میبندی؟
بمون واسه دل همه بچههات
سه آیههای سورهی کوثرت
شونه بزن بازم به موی حسن
حنا بکش به دستای دخترت
اگه بری علی میمونه و غم
هر آسمونی میشه بی ستاره
خیلی شبا تشنه میشه حسینت
بیتو بالا سرش کی آب بزاره؟
برای قلب امکلثوم بمون
تا وقتی هستی همهجا بهاره
خندههای ملایم تو یعنی
دنیا هنوز قشنگیاشو داره
مهدی کارگر