شیرینی نگاه شما

شیرینی نگاه شما مختصر شده

با من بگو که چشم حسن از چه ترشده

یک هفته میشود که به مسجد نمیروی

آیا کسی  مزاحمتان در گذر شده

کار مشـکل‌ســــاز شد

کار مشـکل‌ســــاز شد              

    خـــانه‌داری با تن تب‌دار مشـکل‌ســـازشد

ســــعی دارد پـا شـود         

          ســعی او هربار شد تکرار مشـکل‌ســـازشد

من مثل پدر صبر ندارم عمه

اذنم بده, سخت بی قرارم عمه

دیگر به عموجان بسپارم عمه

یک عمر نمی توان جگر سوخته بود؛

من مثل پدر صبر ندارم عمه
مجید هادوی

السلام وعلیک یاثامن الحجج(علیه السلام)

هوا هوای چکیدن , هوای تنهائیست
و دست های دعایم پر از تمنائیست

مسیر خواهش من باز سویتان افتاد
به سمت شاه کریمی که اوج لیلائیست

قرار بود

 زهرا تو قرار بود یارم باشی

 هر لحظه ی زندگی کنارم باشی

 حیدر وسط معرکه تنهامانده

برخیز که باز ذوالفقارم باشی
 

عیدامسال

عید امسال پر از بوی گل یاس شده

و پر از خاطره ی گندم و دستاس شده

همه ی دشت گواهند که با بوی بهار

عطر یک خانه ی آتش زده احساس شده

دلت می آید؟

مرو ای بانوی تب دار دلت می آید؟

من و تنهایی و تکرار دلت می آید؟

تو فقط سعی نمودی که مسافر باشی

حیدر و این همه اصرار دلت می آید؟

بی مادرتان

بی دلبرتان عید صفایی دارد؟

بی یاورتان عید صفایی دارد؟

یک لحظه تصور کنُ انگه گله کن

بی مادرتان عید صفایی دارد؟

اسماعیل درویشی شانی

 

کوچه های فاطمیه

صد بهار و صد خزان در دیده های فاطمه
سین نه ، هفت آسمان بازیچه های فاطمه
می خورد بر صورتم در بادهای سال نو
بوی اسپند خوشی از روضه های فاطمه

شاعر؟؟؟

وقت حساب و کتاب

پایان سال و وقت حساب و کتاب شد

 پیشانی ام به محضرتان خیس آب شد

هر روز با گناه دلت را شکسته ام

بین من و تو این همه عصیان حجاب شد

الهی عظم البلا…

برگرد و شام ظلمتمان غرق نور کن

  دل های پر زماتم مان پر سرور کن

هر جمعه با نیامدنت خرد میشویم

  برگرد و باز چهره ی ما پر غرور کن

طعم آتش

ای مادری که طعم آتش را چشیدی

ای مادری که محسن خود را ندیدی 

من زینبم پاسخ بده با این همه زخم

از خانه تا مسجد چگونه می دویدی 

دکمه بازگشت به بالا