همواره از چشم تو لبریزم عزیزم
با تیر و مشک تو گلاویزم عزیزم
یک علقمه می سازم از چشمانم آنگاه
در مشک خالیت آب می ریزم عزیزم
اکبر رشیدی
همواره از چشم تو لبریزم عزیزم
با تیر و مشک تو گلاویزم عزیزم
یک علقمه می سازم از چشمانم آنگاه
در مشک خالیت آب می ریزم عزیزم
اکبر رشیدی
مادر چه شد که باز نگشتی به خیمه ها
دیدی که شیر خوار خدا گریه میکند؟!
یک دست تو که بر سر راه حسین بود
آن دست دیگرت به کجا گریه میکند
ای ماه تمامِ از همه بهتر من
ای مهرمدام, سایه ی بر سر من
من سیدم ومادر سادات تویی
آه ای همه افتخار من مادر من
سیدعلی لواسانی
من آمده ام که ردتان را بزنم
در نقض حدود , حدتان را بزنم
از فضل الهی تبری می خواهم
تا ریشه ی هفت جدتان را بزنم
رحیم سیدعلی لواسانیسجادی
بوی فراق می دهد این گریه های من
ماتم گرفته شال سیاه عزای من
شرمنده ام که از غم زینب نمرده ام
آقا ببخش درگذر از این خطای من
آقاببخش , بار دگر قلبتان شکست
اینبار جدتان هدف دشمنان شده
ازبس که ما به ظاهر اسلام رفته ایم
شیطان میان باطن عالم نهان شده
سرفصل شادمانی و پایان غم رسید
وقت هنرنمایی لوح و قلم رسید
بافاطمه خدابه خودش فخر میکند
برحجب و زهد وعاطفه صاحب علم رسید
داد مسرت کشید پیک خوش آسمان
مژده که ریحان یاس شکوفه زد در جهان
جلوه حق بر زمین کرده رخش را عیان
نور خدا آمده نغمه مستانه خوان
نگـاهی برنجف انداختم من
حَرَم رادیدم و دل باختم من
نمی خوانم خدا او را ولی از
خدایش هـم جدا نشناخـتم مـن
گر حب علی رابه دلت راه نباشد
ای منکر مولا ز علی عیب نباشد
تقصیر برآن نطفه ناپاک گذارید
چون مهر علی بردل ناپاک نباشد
محمد دستان
دریا غریق مرحمت بی کران تو
هفت آسمان تجلی رنگین کمان تو
خورشید ناز می کشد از ذرهای خاک
آن جا که صبح می گذرد کاروان تو
قلم زدم به مرکب کنار این فانوس
برایتان بنویسم برای اقیانوس
نفس برای شما خرج می شود بی بی
نفس نفس شده این جا کنارتان محبوس