هرچند که در شهر تو بازار زیاد است
باید برسم زود, خریدار زیاد است
من دربهدر پنجره فولادم و دیریست
بین من و آن پنجره دیوار زیاد است
شعر مدح و مناجات امام رضا (ع)
جایی که میگیرند دست ناتوان را
پیرِ زمین افتاده دارد آسمان را
تطهیر شد هرکس که وا شد پایش اینجا
دیدند مردم حکمت آب روان را
من که هستم؟ سگ دربار غریب الغربا
همه عزّت سگ چیست؟ وفا داشتن است!
آنچه که در حرمش زود برآورده شود
آرزوی حرم کرب و بلا داشتن است
شاعر؟؟؟
به سنگفرش و به حوض و به آب دقت کن
به طرز نقش, به رنگ و لعاب دقت کن
ببین چه طور نشسته به محضر گنبد
به صحنه ی ادب آفتاب دقت کن
شبیه یه تسبیحِ پاره س دلم
آوردم خودت رو به راهش کنی
بخوای, بهتر از روزِ اول میشه
فقط کافیه که نگاهش کنی
آقا به سویت راه می افتم
تا عاشقانه زائرت باشم
آقا بیا لطفی کن و اینبار
بگذار من هم شاعرت باشم ؛
سر بازار عاشقی آقا , اشک نم نم چقدر می ارزد؟
وسط ازدحام گوهر شاد دل پرغم چقدر می ارزد؟
در بساطم نمیشود پیدا غیر آهی و اشک و تقصیری
قیمتش را خودت معین کن همه در هم چقدر می ارزد؟
صحن , یکباره به آوای تو برمی خیزد
جمعیت پیش قدمهای تو برمی خیزد
تو فلج بودی و ارباب شفایت داده
صحن پیداست که در پای تو برمی خیزد
شهر آلوده , دل آلوده , نفس آلوده
از سیاهی پرم گشته قفس آلوده
بال من را نپسندید هوای حرمت
این کبوتر شده دور از تو ز بس آلوده
خورده کبوتر دلم از دانه هایتان
جنّت برای من شده پایینِ پایتان
این فقرِ ظاهرست غلامت ندار نیست
شاهم چرا که گشته دلِ من گدایتان
چه قدر خوبه وقتى مى یام تو حرم
دو سه ساعت از دنیا دَس مى کشم
هواخیلى خوبه هوا عالیه
اره تازه دارم نفس مى کشم
عاشق عشقم و دامان رضا می گیرم
من ناقابل از این راه بها می گیرم
رونقی نیست اگر در دل ویرانه ی من
میروم مشهد و از شاه صفا میگیرم