بادست مهربان توزنجیرمیشوم
در راستای عشق تودرگیرمیشوم
ازکودکی بزرگ شدم زیر بیرقت
شکرانۀ جوانی خود پیرمیشوم
بادست مهربان توزنجیرمیشوم
در راستای عشق تودرگیرمیشوم
ازکودکی بزرگ شدم زیر بیرقت
شکرانۀ جوانی خود پیرمیشوم
مرا هوای حسینیه بی امان کرده
که چند سال مرا بیشتر جوان کرده
نفس که میکشم انگار بوی کرب و بلاست
هوای صحن ابالفضل مستمان کرده
غاز می شود غمعالم به نام عشق
ما داغدار سوگ توایم ای امام عشق
ایناشک ها ز تشنگی ات آب می خورند
خشکیده در عزای تو یک عمر کام عشق
قسمت این بودبال و پر نزنی
مرد بیمار خیمهها باشی
حکمت این بودروی نی نروی
راوی رنج نینواباشی
شنیدهام شده قلبم وطن برای شما
و زیر قبه تو هم برای من وطناست
چه خوب,که من و تو خانه پیشهم داریم
چنان که عشق کنار اویسدر قرن است
مـانده برای شـیـعـیان اینیادگــاری:
اشکِمُحرّم…شالِ مشکی…سوگواری
آیاتِعاشورا نرفت از یادِ تاریخ
تفسـیـرهایتمیکند آیـیـنه داری
قلم به دست گرفتم روان شوم تا سر
به نام حضرت معشوق, اسم انشا؛ سر
مسیر روضه از این جا به سمت شش گوشه ست
فرات , علقمه, گودال, دست سقا, سر