شعر وروديه محرم
تعویض کن دلم را همراه پرچم خود
تعویض کن دلم را همراه پرچم خود
مَحرَم نما مرا با ماه مُحَرَم خود
مزد محرمم را یک کربلا نوشتند
سود زیاد بردم پیش تو با کم خود
در دم خرید زهرا وقتی دو دم گرفتیم
از دم خرید مارا با ناله و دم خود
پیغمبران زمان سختی “حسین” گفتند
اعجاز کردهای تو با اسم اعظم خود
وقت نزول رحمت من نیز بهره بردم
باران درست کردم با اشک نم نم خود
بعد از گذشت عمری بیچارگی کشیدن
وقتش شده بسازی از بنده آدم خود
قابل بدان دو چشمی که از غم تو خون شد
بر چشم گریهکنها بگذار مقدم خود
دردم زیاد اما زخم تو بیشتر بود
حق داشت نوکر تو یادش رود غم خود
درهم خریده مارا محشر اگر خداوند
چونکه شفیع مایی با جسم درهم خود
آب فرات با اینکه مهر مادرت بود
محروم شد لبت از حقِ مُسَلَمِ خود
شد زینب صبورت، صبرش تمام وقتی
گفتی بیا کنارم با جسم مبهم خود
گروه شعر یا مظلوم