چقدر سنگ ز دستان این و آن خوردی
چگونه شرح دهم نیزه از دهان خوردی
کدام نیزه تو را زیر و روت کرده حسین
کدام چکمه لگد در گلوت کرده حسین
چقدر سنگ ز دستان این و آن خوردی
چگونه شرح دهم نیزه از دهان خوردی
کدام نیزه تو را زیر و روت کرده حسین
کدام چکمه لگد در گلوت کرده حسین
اولین ضربه فاطمه غش کرد
آسمان، اشکِ سرخ میبارید
در هیاهوی گریهها امّا
شمر بود و مدام میخندید
یوسف ترین من چه شده پیرهن تو را
گودال غرق خون شده آخر وطن تو را
با بغض بوتراب تنت شرحه شرحه شد
اینگونه باورم نشود پاره تن تو را
کوفه تا ریخت سرت ، معجر من ریخت بهم
خنجری برق زد و مادر من ریخت بهم
قبل اسلام ، عرب سُنت نیکان را داشت
میزبان می شد اگر ، حُرمت مهمان را داشت
برگشتهای بدون سوارت به خیمهگاه
در امتداد واقعه، در عصر اشک و آه
دلواپس کسیست نگاهت قدم قدم
گاهی اگر به پشت سرت میکنی نگاه
غروب قتله گاه تو غروب عمر خواهر شد
خبر بردند قاصدها که زینب بی برادر شد
کنار جسم تو قاتل به خنده آب مینوشد
فقط من تشنه ام اینجا فقط چشمان من تر شد
گرمی نور ، عزادار غم توست هنوز
باد ، هم سوخته ی سوز دم توست هنوز
ای به نی رفته جسارت شده آقای غریب
سر عشاق همه در قدم توست هنوز
با اجازه از خداوند تعالای حسین
اول ماهی زدم دل را به دریای حسین
بادبانِ عشق وا شد،ناخدا آماده است
باز کشتی نجات شاه راه افتاده است
با نگاهت دردهایم را دوا کردی حسین
خیر عالم را به این نوکر عطا کردی حسین
دست هایم را گرفتی و نجاتم داده ای
تا مرا با روضه هایت آشنا کردی حسین
سینه ام پر شد از هوای حسین
جان ندارد جهان ورای حسین
نشنیده ست گوش جان خوشتر
تا نوا بوده از نوای حسین
بسم رب النور رب العشق رب العالمین
بسم احمد، بسم زهرا و امیرالمؤمنین
بسم رب الجود بسم مجتبی بسم الکریم
بسم ثارالله بسم الله رحمن الرحیم
این روزها که روزی گریه فراهم است
ای روضهخوان بخوان، که دوباره محرم است
با عشقوشور در دل هر کوچه دیدهام
در دست کودکان محل طبل و پرچم است