فاطمیه

واویلا

خبر رسید که افتاد آن درِ سنگین
و رد شد از روی در چند پیکرِ سنگین

سر مبارک او سخت خورد بر دیوار..
نشست پشت در خانه با سرِ سنگین

یا الله

فکر کن زهرا نشسته در میان خانه اش
منتظر تا از درآید حضرت جانانه اش

سفره ای آراسته با قرص نانی و نمک
در کفش دارد سند زهرا ز میراثش ، فدک

صبور باش

آئینه دار کوچک مادر صبور باش
ای داغدار حادثه ی در صبور باش

اینجا که نیست حیدر غمدیده گریه کن
اما کنار ساقی کوثر صبور باش

مادر

می آید استجابت اگر پیشواز تو
فخر خداست محفل راز و نیاز تو

محراب خانه نور علی نور می‌شود
از جانماز و وصله ی چادر نماز تو

یا زهرا(س)

یا که دنیا بود ناپیدا اگر زهرا نداشت
یا جهنم بود این دنیا اگر زهرا نداشت

جای دیگر را برای زندگی می‌خواستیم
آسمانِ ما زمینِ ما اگر زهرا نداشت

داغ تو

داغ تو را بهانه گرفتم گریستم
از قبر تو نشانه گرفتم گریستم

یک گوشه از محلّه‌ی غم آشنای تو
با یادت آشیانه گرفتم گریستم

یا فاطمه الزهرا (س)

آن گل کزو فردوس رنگ و بو بگیرد
سخت است با رنگ پریده خو بگیرد

دریای رحمت رفت و باید بعد از این ، آه
کشتی میان شعله ها پهلو بگیرد

صدیقه الشهیده

شب شد عزیزِ جانِ پیمبر شبت بخیر
ای یادگارِ سوره کوثر شبت بخیر

ای ماهِ محتضر شده، ای آهِ مختصر
امن یجیبِ زینبِ مضظر، شبت بخیر

ام ابیها(س)

…چه بانویی که هجده سالِ نوری پیش از خلقت
و قبل از آن پرستیده‌ست نورِ ذوالجلالش را

چه روزی؟ کِی؟ چگونه؟ در کجا؟…. حتی
نمی‌دانست جبرائیل هم تحویلِ سالش را

یا زهرا(س)

می‌ریزد از سراسر طوبای دین گله
از غش در وفای به عهد و مبادله

خاکی خمیده دست به پهلو رسیده از
راه پر از نشیب و فراز مجادله

یا زهرا(س)

صورت توحید دارد سجده های فاطمه
سجده باید کرد پس تنها به پای فاطمه

خلقت زهرا ولایت داشت دنبال خودش
مصطفی ختم رسل شد در حرای فاطمه

خانه وحی

خانه ای که فرش از بال ملک برداشته
دل گرو بر اهل این خانه پیمبر داشته

مخزن گنج زمین و آسمان این خانه بود
بس که در خود دُر نشانده بس که گوهر داشته

دکمه بازگشت به بالا