دوباره زمزمهٔ راهیانِ نور شده
و باز دست گدا تا حرم چه دور شده
دلم عجیب زند شور ، عشق شیرینم
دوباره حاصل این چشم ، اشک شور شده
دوباره زمزمهٔ راهیانِ نور شده
و باز دست گدا تا حرم چه دور شده
دلم عجیب زند شور ، عشق شیرینم
دوباره حاصل این چشم ، اشک شور شده
آه از روزی که از این روضه ها دورم کنند
یا زبانم لال از شال عزا دورم کنند
زندگی یعنی محرم زندگی یعنی حسین
مرگ من روزی ست که از کربلا دورم کنند
بر داغ تو تمام محرم گریستم
بسیار بود این غم و من کم گریستم
بر زخمهای تو همه عالم گریستند
من هم دوباره با همه عالم گریستم
بر سر جاده محبوب تمنا بگذار
پشت درهای کرم دست تقاضا بگذار
آنکه سجاده نشین است به جایی نرسد
دل به دریا بزن و پای به صحرا بگذار
روضه تعطیلی ندارد ، دستگاهِ فاطمه است
ملَّتی که شد حسینی در پناهِ فاطمه است
از بلا دوریم تا گریه کن و سینه زنیم
تا زمانی که به سمت ما نگاهِ فاطمه است
نیست با ارزشتر از پیراهن و شال عزا
ما را درون آتش کینه گداختند
از شش جهت به ساحت خورشید تاختند
در غارتت مسابقه ای بود بینشان
دیر آمدند هر چه ولیکن نباختند
یک نفر روى خاک ها بود و
صدنفر فکر غارت از اویند
چیست جرمش؟
علیست بابایش
همه فکر غرامت از اویند
قدم بزن کمی حالا که می روی اکبر
ببین که اشک غم از دیده ام سرازیر است
بخوان اذان و برو ای موذنم اما
برای کشتنت این بار بانکِ تکبیر است
با اینکه تشنه اند ولی از غم حسین
دیگر به شام ظهر عطش حرف آب نیست
دلسوز مردهای حرم بود زینب و
زین پس دلی به غصه زینب کباب نیست
بی سرپناه ، سایهٔ بر سر کجا روم
با شمر و با سنانِ ستمگر کجا روم
همراه خواهرت شده چشمان پستِشان
از ترس دستِ دشمن و معجر کجا روم
ناگهان دشت بلاخیز پر از هلهله شد
کوفه با شام سر غارت ما یک دله شد
تب غارت به همه دشت سرایت می کرد
با سرت خولی نامرد تجارت می کرد
پُر شدم از غصّه و غمها دقیقاً بعدِ تو
مادرت ای گل شده تنها دقیقاً بعدِ تو
جرعه ای از آب نوشیدم به ضربِ ناسزا
سینه ام پُر شیر شد جانا دقیقاً بعدِ تو