شعر ولادت اهل بیت

یا کریم اهل بیت

این خانواده آینه های خدائی اند
در انتهای جاده ی بی انتهائی اند

خیل ملک مقابلشان سجده می کنند
اینها خدا نی اند ولیکن خدائی اند

کریم آل طه

به چشمهای خیالی به روی پرچینی
نگاه کن که طلوعی دوباره می بینی
درست نیمه ماه خدا مبارک شد
شروع سلسله سائلان آیینی

بنازم این ساقی را

حرم ندارد و دل در غمش مقیم تر است
کسی که رأفتش از آسمان عظیم تر است!

اگرچه جمله کریم اند و شهره در کرم اند
در این سلاله یکی از همه کریم تر است

جانم حسن

جانم به فدای تیغ چون رعد حسن(ع)
به به بنویسید فقط بعد حسن(ع)
پیچیده ترین خیال ما جَعدِ حسن(ع) «۱»

الکن تر از آنیم که گوییم ز دوست
وقتی که خود خدا ثناگستر اوست

به نام عشق

به نام عشق به نام خدا به نام حسن
به نام نامی مولا که شد امام حسن
شب ولادت او ماه مهمانی شد
خود خداست دَمِ در به احترام حسن

عطر کرامات

باز هم اهل ولا باده ی مستانه زدند
لب خود را به لب ساغر و پیمانه زدند
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

ای سبزترین آیه ی نور

صحن دل دیوانه ام از شور تو غوغاست

دیوانگی ام در دل و در چهره هویداست

من مستم و مستی من از عطر لطیفت

این مستی و مِی خوارگی از لطف تو آقاست

قامتت سرو

من که در کنج خرابات نشستم هرشب
تا بود حرف عسل وار تو مستم هرشب

عشق آموخته ام من ز اویس قرنی
که دلم را چو جبین تو شکستم هرشب

بوی گل مریم

باز از پنجره ی خانه ی ما
باد بوی گل مریم آورد
ابر از شوق وصالی دیگر
آبی از چشمه ی زمزم آورد

از همان اول عزیز قلب این دنیاشده
پیش این یوسف قدم هر صورتی رسواشده

سجده براین ماه پاره مستحبی واجب است
تا ببوسد هر که آمد بر قد او تا شده

جانم رقیه

وقتی که فراتر ز زمان است رقیه
از مَنظر من جان جهان است رقیه

مفهوم عزیزی و غریبی و شجاعت
در جزء نه در سطح کلان است رقیه

ای دلبر حسین

تا که خدا به بال ملک پر درست کرد
در آسمان عشق کبوتر درست کرد

با آیه های سوره ی زیبای قدر خود
قدری گریست, سوره ی کوثر درست کرد

دکمه بازگشت به بالا