محمد حسن بیات لو

گلِ نرگس

مرا شروع کن از ابتدا – که پایانم
چرا که بی تو نمیخواهم و نمیدانم

برای این که مرا یاد تو می اندازد
پر است از گلِ نرگس میان گلدانم

صبح طلوعت

دلگیرم از تمامی دنیا شتاب کن
مجنونم و به خاطر لیلا شتاب کن

وقتش رسیده صبح طلوعت فرا رسد
پایان بده بر این شب یلدا شتاب کن

ناقه ی عریان

ای که فراز نیزه تو را آشیان شده
بنگر مرا که ناقه ی عریان مکان شده

حرفی که نه! اشاره ای حتی نمیکنی!
از آن زمان که هم سخنت خیزران شده

آه جگر سوزت

بردار از خاک کف حجره سرت را
از بی کسی کمترصدا کن مادرت را

اینجا جواب ناله هایت نیشخند است
اصلاً نمی فهمند چشمان ترت را

کاری بکن که رو نزنم بر کسی بیا…

#مناجات_با_خدا

یادت دلیل گریه‌ی پنهانی من است

نامت انیس این دل زندانی من است

نـیمه شب آمدم که نبینی رخ مرا

بـار‌ گناه علت پـنهانی من است

شعر شهادت حضرت علی (ع)

شب بود وشهرکوفه پر از آه و درد بود
حال و هوای کوفه غم انگیز وسرد بود

شب بود و ظلمتی که فضارا گرفته بود
از بار غم تمامیِ دل‌ها گرفته بود

شعر مدح حضرت علی (ع)

ای هست من زهست تو یامرتضی علی
دست خداست دست تو یا مرتضی علی

چشم کسی ندیده به هنگامِ کارزار
یکدفعه هم شکست تو یا مرتضی علی

شعر مناجات امام زمان(عج)

چه شود فرصت دیدار به ما هم بدهند
فیض هم صحبتی یار به ما هم بدهند

آنقَدَر بر در این خانه گدا می مانیم
لقب ِ نوکر ِدربار به ما هم بدهند

شعر ولادت حضرت صاحب الزمان (ع)

خیلی وقته که شب وروز
آرزومند وصالم
به امید دیدن تو
میگذره هر روزِ سالم

شعر ولادت حضرت علی اکبر(ع)

جان تازه به تن خسته و بی تاب تویی
ما همه خاک ترین و گهر ناب تویی
چهره ات داد گواهی خودِ مهتاب تویی
نو رسیده ؛ پسر حضرت ارباب تویی

شعر روضه حضرت زهرا(س)

نگاه آینه وارت چرا کبود شده

نگاه میکنی ام منتها کبود شده

دو پلک بی رمقت را ببند و باز نکن

چرا که هر مژه ات گوئیا کبود شده

شعر مناجات امام حسین(ع)

ای غبار حرمت تاج سر نوکرها
نوکری ات شده تنها هنر نوکرها

بابی انت و امی یا “اباعبدالله “
ب فدایت همه مادر پدر نوکرها

دکمه بازگشت به بالا