محمد حسن بیات لو

شعر مناجات امام زمان(عج)

این روزها دیگر کسی یاد شما نیست
دیگر کسی با نام هایت آشنا نیست

مثل گذشته نیست دیگر کارهامان
شبهای جمعه روی لبهامان دعا نیست

شعر مناجات با امام حسین(ع)

بهر جارو زدن صحن تو مژگان داریم
جگر پاره ز داغ تو به دندان داریم

مو پریشان شده ی زلف پریشان توایم
ما در آشفتگی عشق تو سامان داریم

شعر مناجات امام حسین(ع)

پای هرروضه ی توگریه نمودن زیباست
از گدایان سر کوی تو بودن زیباست

جز در خانه ی تو هیچ کجا بهتر نیست
نوکر هیچ کسی جز تو نبودن زیباست

شعر مناچات با خدا

به روسیاهی ام اقرار میکنم العفو
برای خوب شدن کار میکنم العفو

مرا تو میخری و پاک می کنی اما
منم که آینه را تار میکنم العفو

اشعار مناجات با خدا

خبر آمد رمضان است خدا… میبخشد
بی کم وکاست وبی چون وچرا میبخشد

معصیت کارترین باشی اگر با توبه
وسط بزم مناجات و دعا میبخشد

شعر مناجات با خدا و امام حسین (ع)

روزگاری پر از صفا بودیم

مرد میدان  هر بلا بودیم

 

دورمان هرچه بود خوبی بود

از دروغ و ریا جدا بودیم

 

شعر مناجات امام حسین (ع)

میخواستم برای تو باشم ولی نشد
کنج حرم گدای تو باشم ولی نشد

میخواستم که یک شب جمعه به سرزنان
مهمان کربلای تو باشم ولی نشد

شعر ولادت امام سجاد (ع)

دل ما خورده گره بر ورق دفتر عشق
درس ها یاد گرفتیم از این منبر عشق
کسب تکلیف نمودیم اگر از در عشق
عشقمان بوده بمانیم فقط محضر عشق

شعر ولادت حضرت ابالفضل (ع)

دوچشمت چشمه ی آب حیات است
دو دستت سفره دار کائنات است

اگر چه آسمان این قدر بالاست
ولی باید بگویم خاک پات است

شعر ولادت امام حسین (ع)

بی دلم بی بهانه می خوانم
غزلی عامیانه می خوانم

آن قدر از خودم رها شده ام
از خودم یک ترانه می خوانم

شعر مناجات امام زمان (عج)

آقا نگاهم مانده بر در تا بیایی
از جاده های روشن فردا بیایی

دوری تو بغضی نشانده در گلویم
ای کاش میشد یا بمیرم یا بیایی

شعر روضه حضرت زینب (س)

چشم هایم دوباره بارانیست
حال و روزم پر از پریشانیست
هر تپش آه میکشم با درد
نفسم بین سینه زندانیست

دکمه بازگشت به بالا