محمد حسن بیات لو

مدح حضرت امیر المومنین علی (ع)

درمحفلی که نام تو باشدگناه نیست

غیرازدودست تو بخدا تکیه گاه نیست

در مکتب تو بحث سفید وسیاه نیست

حالم بدون یاد نجف رو به راه نیست

شعر ولادت امام جواد الائمه (ع)

نوشت اول شعرش به نام حضرت عشق
و باز میکند امشب زبان به مدحت عشق
کسی که شعر خودش را نگفته میداند
که هست از برکات وجود و رحمت عشق

شعر مدح و غربت مولا در فاطمیه

روی لبان هر کسی هم جا نمیگیرد علی
هم وصف او با هر قلم معنا نمیگیرد علی

لطف الهی شاملش باید بگردد بی گمان
درسینه ی هر ناکسی سکنی نمیگیرد علی

شعر روضه کوچه بنی هاشم

نگذار پای غمت چشم  دلم  تر گردد
نگذار کودکت از داغ تو مضطر گردد

کس ندیده است گلی دروسط یک کوچه
با  هجوم  خطر  صاعقه  پرپر  گردد

تک بیت فاطمیه

در شکسته مرا آخرش شکستم داد

ببین که میخ در خانه کار دستم داد

محمد حسن بیات لو

شعر روضه فاطمیه

داغ تو را بهانه گرفتم گریستم
از قبر تو نشانه گرفتم گریستم

یک گوشه از محله ی غم آشنای تو
با یادت آشیانه گرفتم گریستم

شعر روضه حضرت زهرا (س)

نه سال با تو شد سپری روزگار من

تنهافقط تو بوده ای غمخوار و یارمن

نه سال با تو زندگی ام عاشقانه بود

من مرد خانه بودم و تو خانه دار من

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

مدینه بود و ستم بود و ظلم و آزارش

مدینه بود و غم و غصه های بسیارش

مدینه بود و بلا بود و درد بود و عزا

مدینه بود و سکوت و غروب غمبارش

دوبیتی مدح حضرت زهرا (س)

ای از ازل به عرش خدا تاج “فاطمه”

سیب بهشتی شب معراج “فاطمه”

فردا که اختیارشفاعت به دست توست

هستند انبیا به تو محتاج “فاطمه”

محمد حسن بیات لو

زبانحال حضرت زهرا س

دیگر کنار بستر من دیده تر مکن

درد  دل  غریب  مرا  بیشتر نکن

وقتی که من به روی تو در باز میکنم

این قدر بر زمین ز خجالت نظر مکن

شعر روضه حضرت زهرا (س)

باور نمی کنم که تو بی بال و پر شدی
خسته شدی شکسته شدی مختصرشدی

 شرمنده ام بخاطر من زخم خورده ای
روزی که در مقابل دشمن سپر شدی

تو رسیدی

دل ما را ببر کنار خودت

تا مدینه به آن دیار خودت

آسمان به این بزرگی را

کرده ای مرکز مدار خودت

دکمه بازگشت به بالا