محمد حسن بیات لو

شعر مدح حضرت زهرا (س)

 زهرا اگر نبود پیمبر نداشتیم
در سینه ها ولایت حیدر نداشتیم

زهرا اگر نبود بهشتی نمی شدیم
چشمی که برشفاعت محشر نداشتیم

بهشت خدا

سوگند میخورم ز بهشت خدا سر است
آن بقعه ای که مرقدآقای بی سر است

ای کاش قسمتم بشود چون شنیده ام
شبهای جمعه کرب وبلادیدنی تر است

محمد حسن بیات لو

مدح حضرت زهرا (س)

مینویسم دوباره از سر خط
نام زیبای حضرت زهرا
مینویسم که هرکه جای خودش
آسمان جای حضرت زهرا

شعر فراق امام زمان عج

از جمعه های بی توچه دلگیرمیشوم

جان خودم ز جان خودم سیرمیشوم

با هر نفس که میکشم اقرار میکنم

از این نبودنت به خدا پیر میشوم

جان میدهم فقط و فقط پای سامرا

جان میدهم فقط و فقط پای سامرا

زاده شدم به شوق تمنای سامرا

دیگر نیازمند کسی نیستم که من

هستم گدای دست تو آقای سامرا

برگرد ای مسافر تنهای جاده ها

برگرد ای مسافر تنهای جاده ها
زیرا به دست توست تمام اراده ها

برگرد ازسفرکه ببینی به چشم خویش
تلخی روزگار همه خانواده ها

آیینه ی حجب و عفتی معصومه

آیینه ی حجب و عفتی معصومه
مستوره ی نور عصمتی معصومه

یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه
دست کرم شفاعتی معصومه

محمدحسن بیات لو

ای هست من زهست تویامرتضی علی

ای هست من زهست تویامرتضی علی
دست خداست دست تو یامرتضی علی

چشم کسی ندیده به میدان رزمگاه
یک بار هم شکست تو یامرتضی علی

از سوز زهر خسته و از پا نشسته ام

از سوز زهر خسته و از پا نشسته ام
چشم انتظار مقدم زهرا نشسته ام

پا میکشم به خاک و امانم بریده است
یاد اجل به یاد مداوا نشسته ام

با شوق زیارت تو راهی شده ام

با شوق زیارت تو راهی شده ام
در حوض عطوفت تو ماهی شده ام
نا واردم اما روی این گنبد زرد
شادم که منم کفتر راهی شده ام

شکر خدا که بر دل من کارگر شدی

شکر خدا که بر دل من کارگر شدی
مرهم شدی شراره شدی شعله ورشدی

آتش گرفته ای چو دل پاره پاره ام
تا که ز غصه های دلم با خبر شدی

از روزهامن جمعه ها را دوست دارم

از روزهامن جمعه ها را دوست دارم
این جمعه های آشنا را دوست دارم

هر صبح جمعه ندبه می خوانم برایت
ازکودکی ام این دعا را دوست دارم

دکمه بازگشت به بالا