مدح مولا

درمحفلی که نام تو باشدگناه نیست

درمحفلی که نام تو باشدگناه نیست

 غیرازدودست توبخدا تکیه گاه نیست

 درمکتب تو بحث سفید وسیاه نیست

 حالم بدون یاد نجف روبه راه نیست

اگرقرار شود با نگار , سر بشود

اگرقرار شود با نگار , سر بشود

خدا کند که شبم دیرتر سحر بشود

اگرچه بی خبری , راحتی به بار آرد

دلی خوش است که از درد با خبر بشود

شعر مدح مولا

 

جان رافقط به مقدم جانان فدا کنید

قد رافقطبه محضرمولا دوتا کنید

   فرقی نمی کند که بگویید علی علی

یا دررکوع وســجده خدایا خدا کنید

شعر مدح مولا

گرچه همتا و شریکی خالق اعظم ندارد

یک علی دارد که مانندش در این عالم ندارد

من نمی‌گویم چه دارد این علی آنقدر گویم

از خدا چیزی به عالم جز خدایی کم ندارد

با حضور شیر حق

با حضور شیر حق خیبر سپر انداخته

دست خطی مرتضی بر روی  در انداخته

حیدر آمد, حیدر آمد, در میان معرکه

لرزه ای در قلب دشمن این خبر انداخته

یاامیرالمومنین علیه السلام

نرخ بازار طلا بی ارزش و بیهوده است…

ما ز ایوان طلا خرج و مخارج می بریم…

سیدصادق موسوی

مِی پرستی

در حریمت علم وعرفان هیچ نیست 

بی وِلایت, صوت قرآن هیچ نیست 

کعبه با نام تو معنا میشود 

در زمین غرق تماشا میشود 

جناب بسم الله

دست دل می زنم به دامانت

می سرایم برای چشمانت

ای که رحمت, شبیه به باران

می چکد از میان دستانت

تویی که صنع خدایی

تویی که صنع خدایی و خالق احدی

نیازمند خدا و به خلق او صمدی

تو نقطه ی ب ی بسم اللهی و قرآنی

امید شیعه ی خود وقت قصه ی لحدی

کیست حیدر (ع)

کیست حیدر (ع) که فلک مات تماشای رخش

همه ذرات بود بنــده سیمــای رخش

آمـد از کعبـه برون تا همگان دریابند

سینه چاک ابدی و ازلیند نکویان رخش

محضرمولا

جان را فقط به مقدم جانان فدا کنید

قد رافقط به محضرمولا دوتا کنید

فرقی نمی کند که بگویید علی علی

یا در رکوع وســجده خدایا خدا کنید

عدل علی

وقتی حریم ها همه از هم گسسته بود
عدل علی حسابرس چهار دسته بود

“تزویر و زور و زر و تحجر” که جمعشان
تصویرساز واقعه ای ناخجسته بود

دکمه بازگشت به بالا