پرورش یافته یِ دامَن زهراست حسین
قبله گاه دل ما قبلـه یِ دلهاست حسین
آسمان سینه زن روضه یِ ارباب من است
نغمه یِ عرش همین است چه آقاست حسین
پرورش یافته یِ دامَن زهراست حسین
قبله گاه دل ما قبلـه یِ دلهاست حسین
آسمان سینه زن روضه یِ ارباب من است
نغمه یِ عرش همین است چه آقاست حسین
شِش ماهه آمد زودتر از وقتِ موعودش
هرآنچه باید داشـــت را نوزاد شامِل بود
شش ماهه آمد و همه با چشمِ خود دیدند
شــعبان از آن آغاز هم یک ماهِ کامِل بود
مارا نوشتند از ازل دیوانه ى عشق
دیوانه ها جمع اند گرد خانه ى عشق
درمان نداردعشق جز پیمانه ى عشق
پرواز کردم با جنون تا لانه ى عشق
مژده ای ناب تر از ناب به دنیا دادند
خبر از آمدن لیلی دل ها دادند
چه مبارک سحری گشت و چه فرخنده شبی
رحمت واسعه را هدیه به زهرا دادند
اشک عاشق گاه با لبخند توام میشود
تا جنون با ذره ای از عشق درهم میشود
تا تلالو میکند بر گونه اشک عاشقی
نزد معشوق عهدمان انگار محکم میشود
زعطر سیب تو مدهوش دیدم کلِ عطاران عالم را
زپا انداخته داغِ غمِ عشقِ تو غمخواران عالم را
از ان لحظه که روی دست خود قنداقه ی شش ماهه را بردی
خدا داند بدهکار خودت کردی طلب کاران عالم را
تا قیامت بنویسم اگر از پروانه
ندهم جز خبرى مختصر از پروانه
زندگى کردن عشاق تماما درس است
میشود یاد گرفت آنقدر از پروانه
شکر خدا سائل این خانه ام
ریخت علی , نور به پیمانه ام
عاشق این باده جانانه ام
کار شراب است که پروانه ام
توبه ام توبه نشد هر چه که همت کردم
من به ستاری تو سخت جسارت کردم
هر چه تو دوست شدی با من الوده ولی
بی حیاتر شده با نفس رفاقت کردم
خیلی گرفته دور شما را گناهکار
آقا چه میکنی تو مگر با گناهکار ؟
تو سربلند عالمی و سر به زیر ما
تو عاری از گناهی و ماها گناهکار
بازهم نیمه ى شب گریه و آه آوردم
به درِ خانه ى تو باز پناه آوردم
رو سیاهم که نشد توبه ى من مقبولت
واى بر من که فقط بار گناه آوردم
سفره ی افطار ما پر سفره دیدار نه
ما بفکر هرکسی هستیم اما یار نه
غصه هجر تو را خیلی نداریم عفو کن
سرسری از وصل میخوانیم با اصرار نه