شعر شهادت حضرت رقيه (س)
بابا حسین(ع)
یا بر سرِ نی، یا به دستِ این و آنی
انگار که بابای از ما بهترانی
یا در تنورِ خانهها یا دِیر راهب
پس کِی میایی در خرابه میهمانی؟
پیراهنی داری که دست پیرمردیست
انگشتری داری به دست ساربانی
رنگ موی تو قهوهایِ سوختهست و
رنگ لب تو شد کبودِ ارغوانی
اوضاعِ من هم چون تو تعریفی ندارد
سر میکنم با اینهمه نامهربانی
بدجور سیلی خوردهام این چندروزه
خوردم؛ ولی حتی دریغ از تکّهنانی
من که توانِ راهرفتن هم ندارم
حالا سؤال من؛ تو آیا میتوانی؟
ای وای یادم رفت تو که پا نداری
یک سر؛ نه دستی و نه حتی استخوانی
بابا سلامَت را به عمه میرسانم
بابا سلامم را به مادر میرسانی؟
هر بار که سنگت زدند از بام؛ گفتم:
بابای من! تو قهرمانی، قهرمانی
حمید رمی