شعر اربعین

دل بیچاره ام

خودت بگو دل بیچاره ام ، چه کار کند
به جز خودت ، به کدامین طرف فرار کند

اگه بنا به رهاییِ صید بود ، اصلا…
روا نبود نگاهت ، مرا شکار کند

به غیر ، فاش کنم ، سرّ سینه را؟ هیهات…
بمیرد این دل اگر ، غصه آشکار کند

نفس به سینه فرو برده ام ، ز رنج فراق
دهانِ بسته ، گلایه ز فقدِ یار کند

مخواه دل به کسی ، غیرِ تو دهم جانا
روا مدار دلم ، جز تو اختیار کند

دل سیاه مرا ، از وطن مکن تبعید
مخواه چاکرت ، عادت به این دیار کند

تو را قسم به دو دستِ عزیزِ اُمّ بنین
بگو دوباره وصالت ، مرا دچار کند

پوریا باقری

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا