به حق گریه های بی صدامون
به عرشت میرسه امشب دعامون
خدایا بردار از عمری که دادی
بذارش روی عمر مادرامون
فدای مادری که شب نخوابید
که بچه اش لحظه ای تشنه نمونه
متکای حسین و صاف میکرد
آره مادر همیشه مهربونه
کسی نون پختن از زهرا نمیخواست
ولی پای تنور خونه میموند
خدا میدونه که نه ساله چند بار
آتیش لعنتی دستاشو سوزوند
اونی که به مکافات نون دراورد
یه روزی از تنور سر درمیاره
اگرچه سخت اومد اما اومد
یوقت مردم نگن مادر نداره
موهایی رو که زهرا شونه میکرد
تو این مطبخ خونه خاکستری شد
حالا پنجه اش تو موهای حسینه
تمومه سهمش از این مادری شد
تمومه مادرا عین هم هستن
نمونه اش حال و احوال ربابه
نگه داشت دستاشو پایین نیزه
با اینی که خودش بین طنابه
علیرضا وفایی خیال