شعر شهادت حضرت رقيه (س)

جانم رقیه(س)

معنی ندارد آرزویش ، آنکه رفتنی‌ست
آن شاخهء گلی که دگر ناشکفتنی‌ست

خواند عمه قصه ای ، پدری بود و دختری
آخر به گریه گفت که پایان نگفتنی‌ست

من زودِ زود بهر تو دلتنگ میشوم
پیوند دختر و پدری ناگسستنی‌ست

احساس های من به تمسخر گرفته شد
حال کسی که طعنه شنیدست دیدنی‌ست

من هرچه بود نذر تو دادم به این و آن
جانی که داشتم به تن ، آن هم سپردنی‌ست

مویم سپید نیست که چون ماه روشن است
رویم سیاه نیست پدر بلکه صورتی‌ست

من صبر کرده ام که شبی ماه من شوی
اینگونه پای عشق نشستن ستودنیست

با تو سروده ام همه اشعار عشق را
در وصف این وصال غزل ها،سرودنی‌ست

 محمد حسین نیک زاد

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا