شعر شهادت حضرت رقيه (س)
طفل سهساله
حالا سه شب گذشته و خوابش نبرده است
طفل سهسالهاست ولی سالخورده است
در گوشهی خرابه به جای ستارهها
تا صبح زخمهای تنش را شمرده است
از ضعف، نایِ پاشدن از جای خود نداشت
آخر سه روز رفته که چیزی نخورده است
با دستهای کوچکش آرام و بی صدا
از فرطِ درد، بازوی خود را فشرده است
این نیمهجان مانده هم از لطف زینب است
باور نمیکند خودِ او که نمُرده است
حسن لطفی