حسن لطفی

شعر ولادت حضرت زهرا (س)

یا عزیز الله

داریم به دل گرمیِ طوفانِ نجف را
داریم به لب مِدحَتِ سلطانِ نجف را
داریم به سَر سجده به ایوان نجف را
خوردیم فقط شُکرِ خدا نان نجف را

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت ام البنين (س)

روضه میخواند

خانه‌اش ساکت است و ایوانش
هرچه گُل داشت حیف چیده شدند
نه پسرها فقط ، نوه‌هایش
یا شهیدند یا شهیده شدند

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت ام البنين (س)

پژمردم من اینجا

نشد از چهره‌ام غم را بگیری
زِ من اندوهِ عالم را بگیری
برای رفتنم اینسو و آنسو
نشد مادر که دستم را بگیری

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

بالی که شکست

از تابش مستقیم هم میسوزد
در سایه‌ی یاکریم هم میسوزد
زخمی که به رویِ مادرم افتاده
از رد شدن نسیم هم میسوزد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

و را ناز می‌کنم

این بار چندم است کفن باز می‌کنم
دارم به این بهانه تو را ناز می‌کنم

پلکی تبسمی نفسی یا شکایتی
باشد بخواب فاطمه هر طور راحتی

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

آهی مُکرر را کشید

دختری از سینه‌اش آهی مُکرر را کشید
باز هم بر چشمهایش پایِ مادر را کشید

آمد و آرام بوسیدش ولی آهی شنید
باز هم رویِ سرش آن دستِ لاغر را کشید

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

دل خونِ

اگه این سینه می‌سوزه اگه دل خونِ حق داره
نگام کن که دلم میگه هنوز پلکات رمق داره

سه ماهی هست بی حالی تو این خونه تبسم نیست
رویِ لبها فقط آهِ تو این دستاس گندم نیست

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

میانِ بسترِ

پس از سه ماه به او چشمِ کودکان اُفتاد
بلند شد برود راه ، ناگهان اُفتاد

پس از سه ماه به سمتِ تنور خود را بُرد
پس از سه ماه چه شد که به فکرِ نان اُفتاد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

روزِ غمگینت

ای برادر چه می‌کنی با خود
چند روزیست سرد و خاموشی
سر به زانو گرفته‌ای چندی
لبِ خود می‌گَزی نمی‌جوشی

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

فس بالا بیاید

دیگر بعید است این نفس بالا بیاید
باید برای یاری‌اش اسما بیاید

شب بود و باران بود و آب از چاه برداشت
تا که برای شستن دریا بیاید

بیشتر بخوانید »

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن