مولای من

تو همان کسی که در عرش بنشسته رد پایش
منم آن خمار خاموش که شکسته عهد یارش

ز چنین شراب تلخی که پر است درون جامم
به یقین نیاید هرگز، کس دیگری به جایش

حسین جان

دوس دارم از این غما
به سمت تو فرار کنم
تو بزار بیام حرم
من بلدم چکار کنم

چای روضه

اُنسی گرفته کامِ من با چای روضه
لبدوز و لبسوز و گوارا چای روضه

با دستهای مادرانه ، با محبت
دَم می کند در عرش، زهرا چای روضه

یا سیدالکریم(ع)

تصنیفِ هر قصیدهٔ ما، نِی شد عاقبت
شُربِ مدامِ هر شبِ ما، مِی شد عاقبت

بی کربلا نشستنِ ما طِی شد عاقبت
چون قبله گاهِ هر شبِ ما، رِی شد عاقبت

یا رسول الله(ص)

محمد است، همان حضرت گزیده ترین
غلام گوشه نشینش جناب روح الامین

سوار سوره‌ی اسرا، مهار دار براق
زمام‌دار رسالت، شبان چله نشین

طعم عشق

از تو گفتن چقدر شعر شنیدن دارد
طعم عشق تو یقیناً که چشیدن دارد

منم آن کهنه کبوتر که فقط ای آقا
در هوای حرمت میل پریدن دارد

غریب الغربا

به سما نوحه چنین دم دادند
به غریب الغربا سم دادند

تا کشید است عبا را برسر
شده در کوچه شبیه مادر

آقا مرا امان بده

فریادها کشیده‌ ام و آه را نخست
بود این فغانِ ظاهرِ من در خفا نخست

مدح‌ات که کارِ دوده‌ی خشکِ خیال نیست
باید مدادِ شرم زنم در طلا نخست

یا رحمت للعالمین

یا رسول الله ای آیینه ذات خدا
یا حبیب الله ای خیر البشر خیر الوری

حُسن خُلقت شهره در هفت آسمان و در زمین
من کجا و مدح تو یا رحمت للعالمین

سالار زینب(س)

بیابانی که خون بر قلب زینب شد همینجا بود
همانجا که تن تو نامرتب شد همینجا بود
تنت پامال سم چند مرکب شد همینجا بود
اسیر مردمان نامؤدب شد همینجا بود

برای غمت گریه کرده ام

از من غریب تر احدی در جهان نبود
جانا فراق،حقّ من نیمه جان نبود

یک اربعین برای غمت گریه کرده ام
در صورتم به جز غم و اشک روان نبود

موکب به موکب

موکب به موکب می‌روم در راه مشّایه
در بین عشّاق سپاه شاه مشّایه

درگاه جنّت شد مسیر کربلا، پس من
پا می‌گذارم در درِ درگاه مشّایه

دکمه بازگشت به بالا