یا زهرا(س)

زهرا همیشه عشق در جریان حیدر بود
زهرا همیشه خون در شریان حیدر بود

زهرا ستون خانه‌ی ایمان حیدر بود
ایمان نه تنها بلکه زهرا جان حیدر بود

واویلا

قدم میزنم طول این کوچه رو
چجوری نگاهت رو از من گرفت
کبودی مث پوشیه کاملا
همه صورتت رو تماما گرفت

مولا جانم

دوباره اشک میریزد .. علی آهسته در بستر
گمانم دیده در خوابِ شبانه دود و خاکستر

گمانم دیده زهرا را که مظلومانه می سوزد
میان قُلزمِ آتش که افتاده ست بر یک در

ای کاش…

ای کاش ماجرای پسِ دَر دروغ بود
این حرف های دلهره آور دروغ بود

“ای کاش این روایتِ پُر غم سند نداشت”
آتش زدن به خانه ی حیدر دروغ بود

روزگار بی وفا

آی چه روزگار بی وفائیه
مردمش یه لحظه تغییر میکنن
مزد پیغمبرو اینجوری میدن
با کتک دخترش و پیر میکنن

یا زهرا(س)

شست و شوی بچه ها امروز پای مادر است
آب گرمی را محیا کن که حالم بهتر است

بر خلاف روزهای قبل میخندم ولی
چشمهای همسرم چون ابر پاییزی تر است

انسیه الحورا

این خانه از روز ازل مهر و وفا داشت
از برکت ریحانه، عطری از خدا داشت

گرچه به ظاهر خشت و گل بود و محقر
با بودن انسیه الحورا صفا داشت

بَضعه منّی

یارب نرسد آفتی از باد خزانش
آن یاس که شد دیدۀ نرگس نگرانش

هربار که می‌خواستم از او بنویسم
دیدم که حیا کرده به صد پرده نهانش

قسم بر چادرت

قسم بر چادرت بی‌تو جهانم تار خواهد شد
زمین و آسمان‌ها بر سرم آوار خواهد شد

اگرچه یاد دادی خانه‌داری را به زینب هم
ولی در خانه بی‌تو غصّه‌اش بسیار خواهد شد

برای جرعه‌ای از آب با دستان پرمهرت
حسین تشنه لب در نیمه شب بیدار خواهد شد!

به دیدار پدر رفتی ولی زهرا نمی‌دانی
که بی‌تو قلب حسّاس حسن بیمار خواهد شد

  تو هم مانند من معصومِ مظلومی و تنهایی
بگو بانوی من کی موعد دیدار خواهد شد؟

 ستاره شریعتی

فاطمیه

اشک خون از دیده تر میرود
دختر آمد حیف مادر میرود

 

عشق

شده سهم دلم سراسر، عشق
تا برایم شده مقدّر، عشق
امشب از شوق و ذوق لبریز و
می دهد مِی به ما ز ساغر، عشق

سلام جلوهٔ زهرا(س)

سلام دخترِ موسی سلام ملجاءِ عیسی
سلام عصمتِ کبری سلام جلوهٔ زهرا

پس از سلام و تحیت ،دوباره عرضِ ارادت
به تو که پاکیِ محضی،تو مریمی و تو عَذرا

دکمه بازگشت به بالا