اسوهی صبرِ این جهان، زینب
تا ابد، فخر مادران، زینب
که ندیده کسی چونان زینب
به جهان این چنین گرفتاری
بگو که صبر، همیشه به نامِ زینب شد
بگو که راحتِ دنیا حرامِ زینب شد
بگو که شاهیِ عالَم، مقامِ زینب شد
بگو که طایفهٔ ما غلامِ زینب شد
وجودِ او سببِ اقتدارِ آفاق است
بگو که مرکزِ فرماندهیِ عُشاق است
ای روحِ وفا اسوهیِ ایثار عقیله
ای فاطمه و حیدرِ کرار عقیله
مدیونِ تو و صبرِ تو شد مکتب و مذهب
شد صبر، به صبرِ تو بدهکار عقیله
چنان ز کعبه آمده برون کسی خدایگون
که گوییا ز خانهی خودش نهاده پا برون
هنوز بعد سالها، نمانده جای چند و چون
عزیزکرده مثل او کسی ندیده تا کنون
عزیزکردهی خدا فقط علیاست تا ابد
به کوری تمام منکران بگو: “علی مدد”
نشستم بر سر راهش رِسد از یار اخباری
شدم مهمان کویش تا،کند مهمان به دیداری
دهد،حافظ به یار خود سمرقند و بخارا، را
دهم جان را برای او،اگر یارم کند یاری
بابا مهربونه بابا آیه آیه رحمته
دست مهربون بابا سایهی حمایته
بابا کوهه بابا تکیه گاه امن عالمه
پینه های دست بابا ردی از عبادته
بجاست از دل کعبه شکاف برخیزد
بجاست کعبه برای طواف برخیزد
علی ست پاسخ “هل من مبارز” دشمن
که ذوالفقار سه بار از غلاف برخیزد
خیرش قبول آنکه به ما رزق سحر داد
مارا گذر بر خانه ی اهل نظر داد
از معصیت بر دور خود پیله تنیدیم
عشق آمد و بر جسم خسته بال و پر داد
من خاک پاهای امیرالمؤمنینم
من در پناه صاحب حصن حصینم
جان می دهم در پای عشق آتشینم
عشق علی و فاطمه شد اصل دینم
می جوشد از قلبم به جای خون یقینم
ام القمر ام الوفا ام البنینم
زهرا که دارد جلوه ی پیغمبران را
کرده مُنور با قدم هایش جهان را
حتما خدا میخواست با میلادِ زهرا
ارزانی خلقش کند گنج نهان را
حوریه،انسیه و زهره ی طه،زهرا
کفو حیدر شده و ام ابیها،زهرا
ای کریمه تویی امید گداها، زهرا
ذکر ما در همه اوقات علی یا زهرا
سوگند به فرزند های راستینش
گشتیم و پیدا نیست در عالم قرینش
همراه زهرا مرتضی هم آفرین گفت
بر دامن پاک ابالفضل آفرینش