دارم هی فکر میکنم که چرا
دارم هی فکر میکنم چیشد
توو خیابون دارم قدم میزنم
تو نخواستی… ، اگر نه که میشد…
چنان غرق عزای توست روز و ماه و سال من
که از اندوه تو امروز و فردا را نمی دانم
مسیحای من ای از دم گرفتار تو بیماران
من از تو زنده ام، باقی دنیا را نمی دانم
هنوز شبیه پرچمت
پرچمی خوشرنگ نشده
من که دلم تنگه برات
دلت برام تنگه نشده
با دستِ حق، مقامِ حسن را نوشته اند
بر بامِ عرش، نامِ حسن را نوشته اند
قرآن، کریم هست و حَسن هم کریم بود
این سوره ها، کلامِ حسن را نوشته اند
کریم مثل توآقا کسی نخواهد یافت
که واژه ی کرمم به ز این نخواهد یافت
خدا به دست تو داده تمام رزق جهان
و رازقی به کریمی تو نخواهد یافت
هر انچه سائلتان خواست از شما بگرفت
ومثل تو به جهان هم حسن نخواهد یافت
حسن نه حسن جهانی کریمآال الله
شبیه تان به پیمر کسی نخواهد یافت
شبیه فاطمه گشتی شبیه تر به علی
کسی به هیبت تو چون علی نخواد یافت
نه که به چشم حسودان نظر شوی اقا
مدینه مثل تو یوسف دگر نخواهد یافت
وسیدشباب اهل بهشتی خود پیمبر گفت
برادری چو حسین کس دگر نخواهد یافت
حرم به گنبد صحن وضریح مختص نیست
کسی شبیه بقیعت دگر نخواهد یافت
چقدر رزم ابالفضل شبیه رزم شماست
مبارزی به مثالت عرب نخواهد یافت
خدا کند به دعایت رسد (امام زمان)
دعاکنی احدی دست رد نخواهد یافت
محمدرضا قفلی
هی نگید جعده شده قاتل من
جاش بگید تو کوچه ها شهید شده
چیزی که من دیدم و حسین ندید
واسه اینه که موهام سفید شده
وقتی که خورد در وسط خانه پیچ و تاب
خانه گرفت از جگر او بوی گلاب
ذریهی رسول ، زمین گیر زهر شد
ابن ابی تراب جگر ریخت بر تراب
بین خانه بستر بیمار میبینم هنوز
مادرم را بین آن تبدار میبینم هنوز
لخته خون هایم به روی تشت میریزد ولی
لخته خون روی در و دیوار میبینم هنوز
آنکه یک عمر نمک گیر شد از نان حسن
آبرو دار شد از سفره ی احسان حسن
شده ام تا به ابد دست به دامان حسن
همه هستی من باد به قربان حسن
سرّ عشق تو دل و دین مرا یکجا برد
ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد
با دردها همخانهای، با گریهها مأنوس
دنیا دلت را قرنها رنجانده است، افسوس
هر شب هزاران کهکشان تا صبح میگریند
از غربتت در آن مزارستانِ بیفانوس
نسیم…خوش خبری کن ، از آن سرا چه خبر….؟؟
به گوشِ خسته دلان گو که کربلا چه خبر…..؟؟
آهای فطرسِ خوش بال و پر تو بعدِ سلام….
بگو به شاه که از حالِ قلب ما چه خبر….؟؟
با گریه تا به علقمه از بس دویده ام
مثل دل شکسته کنارت تپیده ام
گریه امان نداد که بهتر ببینمت
آه از برادری که پراکنده دیده ام