سلام دخترِ موسی سلام ملجاءِ عیسی
سلام عصمتِ کبری سلام جلوهٔ زهرا
پس از سلام و تحیت ،دوباره عرضِ ارادت
به تو که پاکیِ محضی،تو مریمی و تو عَذرا
سلام دخترِ موسی سلام ملجاءِ عیسی
سلام عصمتِ کبری سلام جلوهٔ زهرا
پس از سلام و تحیت ،دوباره عرضِ ارادت
به تو که پاکیِ محضی،تو مریمی و تو عَذرا
شکر حق که حالشان خوب است
همه مشتاق روی دلدارند
مرد و زن بین به شوق استقبال
همه با خنده اشک می بارند
شد غبطهیِ زمین و زمان جایگاهِ تو
شد سجدهگاهِ خیلِ ملک ، بارگاهِ تو
بیچاره آنکه مهر تو در دل ندارد و-
-خوشبخت آن کسی که شده سر به راهِ تو
تو همان کسی که در عرش بنشسته رد پایش
منم آن خمار خاموش که شکسته عهد یارش
ز چنین شراب تلخی که پر است درون جامم
به یقین نیاید هرگز، کس دیگری به جایش
دوس دارم از این غما
به سمت تو فرار کنم
تو بزار بیام حرم
من بلدم چکار کنم
اُنسی گرفته کامِ من با چای روضه
لبدوز و لبسوز و گوارا چای روضه
با دستهای مادرانه ، با محبت
دَم می کند در عرش، زهرا چای روضه
تصنیفِ هر قصیدهٔ ما، نِی شد عاقبت
شُربِ مدامِ هر شبِ ما، مِی شد عاقبت
بی کربلا نشستنِ ما طِی شد عاقبت
چون قبله گاهِ هر شبِ ما، رِی شد عاقبت
محمد است، همان حضرت گزیده ترین
غلام گوشه نشینش جناب روح الامین
سوار سورهی اسرا، مهار دار براق
زمامدار رسالت، شبان چله نشین
از تو گفتن چقدر شعر شنیدن دارد
طعم عشق تو یقیناً که چشیدن دارد
منم آن کهنه کبوتر که فقط ای آقا
در هوای حرمت میل پریدن دارد
به سما نوحه چنین دم دادند
به غریب الغربا سم دادند
تا کشید است عبا را برسر
شده در کوچه شبیه مادر
فریادها کشیده ام و آه را نخست
بود این فغانِ ظاهرِ من در خفا نخست
مدحات که کارِ دودهی خشکِ خیال نیست
باید مدادِ شرم زنم در طلا نخست
یا رسول الله ای آیینه ذات خدا
یا حبیب الله ای خیر البشر خیر الوری
حُسن خُلقت شهره در هفت آسمان و در زمین
من کجا و مدح تو یا رحمت للعالمین