نازاین دلبر خوش چهره کشیدن دارد
نمکعشق اباالفضل چشیدن دارد
تیغکافیست, ترنج از سر راهم بردار
ماتیوسف شدن انگشت بریدن دارد
نازاین دلبر خوش چهره کشیدن دارد
نمکعشق اباالفضل چشیدن دارد
تیغکافیست, ترنج از سر راهم بردار
ماتیوسف شدن انگشت بریدن دارد
از غربت تو اشک دمادم داریم
دائم به لب پنجره شبنم داریم
این درد دل ماست , خودت می دانی
در خاک مدینه یک حرم کم داریم
وحید محمدی
سخنان حضرت امیرالمومنین به حضرت زینب (س)
زینب کنارلاله ی پرپر صبور باش
در داغبال های کبوتر صبور باش
من می رومشبانه , غریبانه دخترم
بر سوزاین غریبی حیدر صبور باش
دیگر یتیم های علی بی پدر شدند
گویا دوباره خسته و بی بال و پر شدند
چشمم به حال و روز دلم گریه می کند
دیگر تمام ثانیه ها بی ثمر شدند
به شوق نام دل آرای مجتبی امشب
بزن به جاده ی عشّاق عشق بسم الله
نقاب می کشد از چهره لولو کوثر
عرق نشسته به پیشانی خجالت ماه
با اینکه بی وفا شده ام با وفا ببخش
این بار محض خاطر زهرا مرا ببخش
خود را اسیر بند معاصی نموده ام
من توبه می کنم تو فقط بنده را ببخش
سلام ما به حضور مطهّرت خاتون
درود , دختر ارباب عشق و زیبائی
سلام روشنی چشمهای ثارالله
درود آبی بی انتهای دریائی
راهی کربلا دل رسوا نمی شود
این نامه جز به دست تو امضا نمیشود
ای روح حیدری تو در جان مصطفی
بی تو جمال جلوه زهرا نمی شود
بخوان قنوت غزل را که نور مادر شد
به بوی سیب حرم سینه ها معطّر شد
نهاد پا به زمین و هوای عشق آورد
هوای شهر نبی از همیشه بهتر شد
مردی از جنس عشق ,جنس بلور
مردی از تیره ازسلاله ی نور
مردی از جنس خاکعاشورا
تک سوار قصیده هایوفا
برای واژه به واژه وضو گرفتم باز
نزول سوره ی باران دوباره شد آغاز
چه می شود ز تو گفتن , چه می توانخواندن
برای کشف تو باید به چلّه ها ماندن
سلام روشن زیبائی کرامت ها
سلام حضرت بانو غلامت آمده است
شکسته تر ز سکوت رواق آینه ها
گدای دم دمی بی مرامت آمده است