حدیث اشک

سالار زینب(س)

از کجای ماجرا برات بگم
از کدوم دشمن بی حیات بگم
اگه قول میدی که طاقت بیاری
یه کم از حال مخدرات بگم

بالانشین نیزه ها

بالانشین نیزه ها چله دگر سرآمده
چله نشین ماتمت جانب پیکر آمده

خیز ز جا برادرم سید و میر و سرورم
جلوه نما تو در برم خواهر مضطر آمده

حسین جانم

به نام شَهَنشاهِ بی سر : حسین
نوشتیم بالای دفتر حسین
هم اول حسین و هم آخر حسین
سپردیم دل را به دلبر ؛ حسین!

یا زینب(س)

اربعین هنگامه‌ی دنباله‌دار زینب است
اربعین آری شکوه کارزار زینب است

اربعین یعنی حسینی بودن و زینب شدن
اربعین در امتداد اقتدار زینب است

من آمده ام بعد چهل روز

 تا چلّه ی هجران تو  ای خسرو دین! شد
تا  زینب (س) تو آمده، افلاک غمین شد

هرچند که در راه تو از پا ننشستم
در ماتم تو پرده نشین چله نشین شد

دل مضطرم شکست

یک اربعین ز داغ،دل مضطرم شکست
یک اربعین،سرشک به چشم ترم شکست

یک اربعین مدام به ما خنده کرده اند
با رفتن تو حرمت اهل حرم شکست

یوسف زهرا(س)

اربعین آمد و رفت و خبر از یار نشد
خبر از یوسف زهرا، گل بی‌خار نشد

اربعین آمد و رفت و به دلم ماند غمی
که چرا موعدِ نورانیِ دیدار نشد

موکب به موکب

موکب به موکب می‌روم در راه مشّایه
در بین عشّاق سپاه شاه مشّایه

درگاه جنّت شد مسیر کربلا، پس من
پا می‌گذارم در درِ درگاه مشّایه

آهسته تر

ای راهیِ خوف و خطر آهسته تر آهسته تر
دور از تو چشم بد نظر آهسته تر آهسته تر

ای راحت و آرامِ جان آهسته ران آهسته ران
ای زادهء خیر البشر آهسته تر آهسته تر

یا الله

اربابمان افتاد
لرزه به ارکان زمین و آسمان افتاد

نیزه به پهلو خورد
در گوشه ی گودال آقا نیمه جان افتاد

یا اباعبدالله الحسین(ع)

قسمت نشد آخر بنوشی جرعه آبی
لب تشنه و بی حال ، زیر آفتابی

خونِ زیادی رفته از جسمت عزیزم
پس پلکِ سنگین را تحمل کن نخوابی

مظلوم حسین(ع)

بس که یاد علی و هیزم بود
آتش تشنگی در آن گم بود

خطبه فرمود و هلهله کردند
خطبه های که بار چندم بود

دکمه بازگشت به بالا