شعر اربعین

یوسف زهرا(س)

اربعین آمد و رفت و خبر از یار نشد
خبر از یوسف زهرا، گل بی‌خار نشد

اربعین آمد و رفت و به دلم ماند غمی
که چرا موعدِ نورانیِ دیدار نشد

دلِ صحرا، دلِ عشّاق به تنگ آمده بود
آه، این لشکرِ مشّایه خبردار نشد

بارشِ ابرِ بهاری که نشد قسمتِ ما
صد بهار آمد و رفت و صد و یک بار… نشد

غم دنیا سرمان گرم نموده‌ست ولی
به خدا هیچ کسی مثلِ تو غمخوار نشد

خودِ او نیز دعا کرده ولی با این حال
گوییا میلِ جهان، میلِ جهاندار نشد

چه بگویم به جز این روضه‌ی جانکاه که باز
اربعین آمد و رفت و خبر از یار نشد

  عرشیا رزاق

 
 

 

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا