شعر اربعین

دل مضطرم شکست

یک اربعین ز داغ،دل مضطرم شکست
یک اربعین،سرشک به چشم ترم شکست

یک اربعین مدام به ما خنده کرده اند
با رفتن تو حرمت اهل حرم شکست

در کل عمر بال و پرم بودی ای حسین
در زیر اسب ماندی و بال و پرم شکست

وقتی که روی پیکر تو پا گذاشتند
دیدم که استخوان تنت در برم شکست

با دیدن تو یاد از آن کوچه کرده ام
آنجا که از لگد،کمر مادرم شکست

ای یار از خرابه مپرسی ز خواهرت
آندم که قلب طفل،به دور و برم شکست

من دست بسته بودم و از روی بام ها
سنگم زدند و مثل سر تو سرم شکست

محمود اسدی

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا