شعر اربعین
موکب به موکب
موکب به موکب میروم در راه مشّایه
در بین عشّاق سپاه شاه مشّایه
درگاه جنّت شد مسیر کربلا، پس من
پا میگذارم در درِ درگاه مشّایه
“چای عراقی”، “مایْ بارد”، لطف بیحدِّ
این خادمان فی سبیل الله مشّایه
با تشنگی بوسیدهام دستانِ پر مهرِ
آن کودک سقّای قدکوتاه مشّایه
شاید شنیدی صوت پراحساسِ مهدی را
این شد نوای روضهها و آه مشّایه
ما همصدا، همگام شد هر گاممان اینجا
نذر ظهور دلبر دلخواه مشّایه
از صاحب مشّایه پرسیدم که کِی باشد؟
پایان دوران خسوف ماه مشّایه
عرشیا رزاق