اشعار اهل بیت

شعر روضه تخریب بقیع

بقیع از دست زمونه شــاکیه
غربتش از یه چیزایی حاکیه
مگه یادش میره اون روزایی رو
که دیده چادر مادر , خاکیه

شعر روضه تخریب بقیع

دنیای ما از هشتم شوّال , ویران شد
وقتی بُقاع آسمان با خاک یکسان شد
افتاد گنبد از نفس, گلدسته ها خُفتند
دیوارهای آستانش نوحه بَندان شد

شعر روضه تخریب بقیع

پر و بالم اگر که وا میشد
غصه ازروی سینه پا میشد

پرتویی از نگات می آمد
قسمتم باز روشنا میشد

شعر مناجات با اهل بیت(ع)

رزق و روزی, همیشه در سحر است
روشنی بخش هر شبی قمر است

سوخت پروانه تا که فهمیدم
پای معشوق سوختن هنر است

شعر روضه تخریب قبرستان بقیع

مینویسم کمی از لحنِ گرفتارِ بقیع
کمی از حالِ خودم , ساحتِ خونبارِ بقیع
زائری خسته و سَرگشته و بیمارِ بقیع
میگذارد سَرِ خود را , سَرِ دیوارِ بقیع

شعر روضه تخریب بقیع

دیگر نمی‌شود به دلیل, اعتماد کرد
آری, دلیل, غصه‌ی کم را زیاد کرد

دلتتنگی‌ام به درد هیاهو نمی‌خورَد
دل, بی‌دلیل, از شب میخانه یاد کرد

شعار مناجات امام حسین(ع)

دیدید اگر که یکسره در کنج خلوتیم
غرق محبتیم…به دنبال وصلتیم

هجران کشیده ایم…گناهی نکرده ایم
از دوری نگار پر از درد غربتیم

شعر مناجات امام زمان(عج)

از بس که تلخی غم هجران چشیده ام
جانی نمانده است برایم…بریده ام

عیب وصال چیست نصیبم نمی شود؟
خیری که از فراق و جدایی ندیده ام

شعر مدح حضرت امیر المومنین علی(ع)

ای کرامت جرعه نوش هل اتایت یا علی
ای جوانمردی رهین لا فتایت یا علی

شرح احسانت به مسکین و یتیم و بر اسیر
قدسیان را کرده مات هل اتایت یا علی

شعر مناجات با امام زمان(ع)

من از دنیا به جز عشقت متاعی را نمی خواهم
من از گل ها به جز عشق گل زهرا نمی خواهم

هوای دیدن کوه و در و دریا ندارم من
به دریای غمت غرقم دگر دریا نمی خواهم

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

اشکم که چاره ى دردت نمى شود
باید براى تو کارى کنم دگر
آخر چقدر زانو بغلم کنم؟ بگو
آخر چقدر گریه و زارى کنم دگر؟

شعر مناجات با خدا

بازهم نیمه ى شب گریه و آه آوردم
به در خانه ى تو باز پناه آوردم

روسیاهم که نشد توبه ى من مقبولت
واى بر من که فقط بار گناه آوردم

دکمه بازگشت به بالا