اشعار مدح امام حسین ع

عالم زر

 

در عالم زر بـدون هیچ زحمـت و رنج

دیدم که رسیده ام به یک معدن گنج

به عشق روی حسین

به عشق روی حسین دل بهانه کرده حرم
ز پیچ و تاب فراقش صدا زنم که ز غم

به عشق روی حسین

به عشق روی حسین دل بهانه کرده حرم
ز پیچ و تاب فراقش صدا زنم که ز غم

دلم گرفته دمادم هوای شهر حسین
دوباره دست به قلم شد دلم ز بهر حسین

آنانکه

آنانکه خاک را به نظر کیمیــــا کنند

از یمن تربت شه کرببــــــــــلا کنند

آنانکه دیده اند ضریح حســــــین را

آیابودکه گوشه چشمی به ماکنند

نفس مرا

نفس مرا برای همیشه جواب کن

ان وقت رویگفته من هم حساب کن 

این اشک هاکه حکم مسیح من است پس

چشم مراهمیشه پر از این شراب کن

بزم عزا

پرچمسیاه هیئت ما را بیاورید

زنجیر های بزمِ عزا را بیاورید

حال و هوای شعر به کلی عوض شده است

از نو ردیف و وزن هجا را بیاوید

ای کشتی نجات زمان,

ای کشتی نجات زمان, کشتیم شکست

افتاده ام به ورطه ی گرداب خود پرست

در زیر تازیانه ی رگبار و صاعقه

پشتم خمید و رشته ی امید من گسست

من کشته ی اشکم

من کشته ی اشکم که تورا یار بسازم
تا گریه کنی واژه ی غمخوار بسازم

سفر کرب و بلا

از خدا آمده ام تا به خدا برگردم
پس چرا از سفر کرب و بلا برگردم

یا حسین حسین

چون در بریزد از دهنم یا حسین حسین
زینت دهد به هر سخنم یا حسین حسین

دل وجان

دل وجان در گرو حضرت جانان داریم

هر چه نعمت بود از محضر ایشان داریم

سالیانی است که ما ریزه خور اربابیم

از سر سفره ی او رزق فراوان داریم

ضریخ نو

 حسین جان ای عزیز نور دیده

دل عالم به عشق تو تپیده

رها گشته دلم سوی ضریحت

مثال آهویی از غم رمیده

دکمه بازگشت به بالا