بقیع

وای مادرم

دَر بهشت، در آتش چرا زبانه گرفته؟
خزان ز شاخه طوبی چرا جوانه گرفته؟

هجوم بُرد به زهرای پا ماه مغیره
پس اینچنین دو هدف را به یک نشانه گرفته

انسیه الحورا

زن، اینچنین که خم شده دنیا برابرش
صلِّ علی مُحمَّد و آل مطهرش..

آن‌کس که غیرِ خیر، برای کسی نخواست
از روزگار، غم شده سهم مقدرش

یا زهرا(س)

عمر محسنم به این دنیا نبود
دیگه چی داره عذابت میکنه
آخه تو چه دردی داری فاطمه
ذره ذره داره آبت میکنه

زهرای من

بی هوا میزدند زهرا را
نا روا میزدند زهرا را

فضلای مدینه جمع شدند
از جفا میزدند زهرا را

زهرای من

رفتی ندیدی آنهمه اصرار‌ها را
با من بمان‌های مرا، تکرارها را

خاک مزارت خاک عالم بر سرم کرد
دارد علی شب تا به صبح این کارها را

یاسِ زخمی

دوباره بادِ صبا بویِ ماتم آورده
بساطِ گریه ی شب را فراهم آورده
خدا کند که فقط یاسِ زخمیِ مولا …
نبیند این دمِ آخر علی کم آورده

بانوی  عاطفه ها

روایت داریم علی  همسرشو
بانوی  عاطفه ها صدا می کرد
مادر ما کسی بود که پشت در
حتی از نابیناهم حیا می کرد …

یا مظلوم

زدم بیرون از اون در هم گذشتم
یه نخلستون پناهه آهه من شد
غریبِ شهرم و هیچکس ندارم
فقط بغضم ببین همراهه من شد

یا زهرا(س)

زهرا همیشه عشق در جریان حیدر بود
زهرا همیشه خون در شریان حیدر بود

زهرا ستون خانه‌ی ایمان حیدر بود
ایمان نه تنها بلکه زهرا جان حیدر بود

عزیزدلم

دست من را بگیر آهسته
تا که از جای خویش بر خیزم
دوست دارم که نان درست کنم
باید از بسترم بپرهیزم

واویلا

قدم میزنم طول این کوچه رو
چجوری نگاهت رو از من گرفت
کبودی مث پوشیه کاملا
همه صورتت رو تماما گرفت

قلب خاتم پیغمبران

نبود سنخیتی نیز آب و آتش را
نداشت شهر به سر غصه نجاتش را

میان خانه صدایی بلند می پیچید
به دور دست یل شهر بند می پیچید

دکمه بازگشت به بالا