بگو به گبر به کافر به نامسلمانها..
زمان رد شدن یک زن از خیابانها..
چه میکنند؟ به دادو هوار می آیند؟
و یا به حرمت آن زن کنار می آیند؟
بگو به گبر به کافر به نامسلمانها..
زمان رد شدن یک زن از خیابانها..
چه میکنند؟ به دادو هوار می آیند؟
و یا به حرمت آن زن کنار می آیند؟
رفتم برای تو به درِ خانهها ولی
راحت زِ رنج ، شاه عوالم نمیشویم
حتی تعارفی زِ دمِ در نمیکنند
تا از تو بشنوند مزاحم نمیشویم
یاس خوشبوی نبی، رحمت حق، فاطمه است
بر تمامی حجج، حجت حق، فاطمه است
هر که در سیطره اش نیست، سزایش نار است
صاحبِ هشت درِ جنت حق، فاطمه است
داغ، بیچاره از نجابت اوست
درد، درمانده از اجابت اوست
“من که سر بر نیاورم ز دوکون
گردنم زیر بار منت اوست”
عشق آخرسر شکستم میدهد
این جنونم کار دستم میدهد
شاه ما خیلی به نوکر میرسد
نسل ما شاید به قنبر میرسد
چه باید کرد بعد از مرگ تنهایى برزخ را
اگر زهراست با ما پس هراسى نیست دوزخ را
شفاعت مى کند یکجا خلائق را اگر زهرا
از آن چادر بیارد روز رستاخیز یک نخ را
دوباره اشک میریزد .. علی آهسته در بستر
گمانم دیده در خوابِ شبانه دود و خاکستر
گمانم دیده زهرا را که مظلومانه می سوزد
میان قُلزمِ آتش که افتاده ست بر یک در
کُنهِ اسرارِ قضا رازِ قدَر با زهراست
شب به شب نور شبستان سحر با زهراست
نیست در سیرهی ما هیچ شکستی با او
سرفراز است دل شیعه اگر، با زهراست
ای گل کجاست آن همه شوق بهاری ات؟
با نسترن، پرنده و من همجواری ات
امیّد زنده در رگ این زندگی چه شد؟
کو اشتیاق جاریِ در خانه داری ات؟
خدا میخواست از حیدر بگیرد امتحانش را
و زیر پایمردم برد بانوی جوانش را
به بیتی حمله ور بودند آن هیزم به دوشان که
تمام عمر میخوردند از آن خانه نانش را
با دود آتش حک شده کوثر به دیوار
در پیش کودک خورده یک مادر به دیوار
در عرش پیغمبر گرفته پهلویش را
خوردی زمین و خورده پیغمبر به دیوار
ای ساقهٔ شکسته، نیلوفر تکیده
مجروح تیغ طوفان، ای سرو سر خمیده
تا باز با صدایت این خانه جان بگیرد
حرفی بزن اگر چه، پیوسته یا بریده