شعر محرم 1405

طوبی لباکین الحسین یا اهل العالم

هرشب ندایی می رسداز عرش اعظم
طوبی لباکین الحسین یا اهل العالم

گر بنگری با چشم دل بالای مجلس
زهرای اطهر ایستاده با قدی خم

به نام خدا اول خط حسین

به نام خدا اول خط حسین
خدای کرم با مروت حسین
اگرچه سرش نیست خلوت حسین..
مرا باز هم کرده دعوت حسین

حسین من

گاهی برای درک یک مطلب
باید که از مقتل عقب تر رفت
هر قدر که قصه مقدس تر
باید که در آن باادب تر رفت

شکر حق باز که من ماه عزا را دیدم

شکر حق باز که من ماه عزا را دیدم
پرچم و همهمه‌ی خون خدا را دیدم

از درون آتشم و بر دو لبم آهی سرد
دست زهرا وسط روضه مرا باز آورد

تو حسینِ بچگی‌های منی

تو حسینِ بچگی‌های منی
از همون بچگی مولای منی

مهربون تر از پدر مادرمی
تو فقط درمون درد های منی

من تو رو از بچگی می‌شناسم

من تو رو از ناله و اشکای
روضه‌های خونگی می‌شناسم
تو خیلی حق به گردنم داری
من تو رو از بچگی می‌شناسم

الهی تا محرمش بمونم

یا بن شبیب بشین تا که یه قدری
روضه جدم و برات بخونم
یه سال دعای من همین دعا بود
الهی تا محرمش بمونم

حی علی العزا…

زمان رسیده به فصل محرمی دیگر
هر آدمی شده در روضه آدمی دیگر

رسید پای عزایت همینکه بر دل شهر
شده است عالَم این شهر عالَمی دیگر

عزیزم حسین(ع)

این عشق را که در دل آدم گذاشتند
بر سفره اش به جای نمک، غم گذاشتند

قرآن شناس های جهان، هر چه داشتند
در شرح این سه آیه‌ی محکم گذاشتند

حسین جانم

بنا کردند اگر زیر قدم هاى تو هستى را
به لطف خاک پایت آبرو دادند پستى را

به جام دیگرى اى عشق من لب هم نخواهم زد
در این میخانه فهمیدم فقط معناى مستى را

حلول ماه حسین(ع)

حلول ماه محرم حلول ماه حسین است
نگاه کن همه جا پرچم سیاه حسین است

به رخ بکش همه جا با غرور حب وطن را
وطن همین وطنی که قرارگاه حسین است

جانم حسین(ع)

در آخرِ مجلس ز من این حسنِ خِتام است
در ظلِِّ حسینم که حسین رحمتِ عام است

ما نان و نمک خورده ی این سفره‌ی عشقیم
ما را سرِ این سفره عنایات تمام است

دکمه بازگشت به بالا