شعر محرم 1405

حسین جان

چگونه شکر بگویم که زنده ماندم من
به ماه روضه تو خویش را رساندم من

چگونه شکر بگویم اجل امانم داد
که باز چشم تر من به بیرقت افتاد

عرش را ماتم گرفت

شورشی افتاده بر پا عرش را ماتم گرفت
فتح شد با لشکر غم آسمان هم دم گرفت

شد سیه پوش از غم و اندوه، سکان سما
حق تعالی مجلسی بر اشرف آدم گرفت

با سیاهی مُحرِم ماه محرّم می‌شوم

با دل نامحرمم در روضه مَحرم می‌شوم
با سیاهی مُحرِم ماه محرّم می‌شوم

من پس از گریه برای تو فقط حالم خوش است
حق بده خوشحالم از اینکه پر از غم می‌شوم

دلتنگ شب اول ماهت شده است

سرکش شده بود ، سر به راهت شده است
دلبسته ی پرچم سیاهت شده است
این سینه که یک دهه در اندوه تو سوخت
دلتنگ شب اول ماهت شده است

 ایمان دهقانیا

بازار غمت گرم اباعبدالله

ای که بازار غمت گرم اباعبدالله
شور پای عَلَمَت گرم اباعبدالله

همه راندند مرا از درشان اما تو
راه دادی و دَمت گرم اباعبدالله

دکمه بازگشت به بالا