شعر مدح سید الشهداء

نمک سفره

من اگر از تو دمی دم نزنم می میرم

لحظه ای از تو اگر دل بکنم می میرم

من به نان و نمک سفره ات عادت دارم

نمک روضه نگیرد بدنم می میرم

هر دم

ما نیافتادیم شُکرت از قلم ای جان حسین

باز می‌گوییم هردَم دَم به دَم ای جان حسین

مادرت فریاد می‌زد یابُنَیَ….سوختیم

آذری‌ها تا که گفتند از حرم ای جان حسین

احوال چاکران

ای خفته در مزار سر از خاک کن برون

احوال چاکران تو بعد از تو در هم است

از دجله و فرات گذر کن به ملک پارس

کاین‌جا برآن جناب رفاهی فراهم است

خادمان

ای سمت خود کشانده خواص و عوام را

دریاب این سپاه پیاده نظام را…

هر کس سلام داد تو را در سفر، گرفت

در موکب نخست، جواب سلام را

ای‌دل و دلدار

می‌نویسم ای‌دل و دلدار، ممنونم حسین
این‌که بر سوگ توام بیمار، ممنونم حسین

من غباری بودم و مهر تو دستم را گرفت
پر کشیدم تا حریم یار ، ممنونم حسین

امتحان

تاوان بگیر از ما ولی در این زمان نه

ما را به ماه ات میهمان کن، امتحان نه

با هرچه میخواهی بزن اما عزیزم

با دوریِّ از روضه و گریه کنان نه

روزگار

مانند مویت شد پریشان روزگارم

نامت دلیلِ گریه ی بی اختیارم

مثل جوان از دست داده، وقتِ گریه

تا هفت خانه میرود داد و هوارم

عزیزم حسین

حالا که زائر نیستم؛ بگذار
در روضه‌ها دور و برت باشم
دستِ مرا هم بند کن جایی
بگذار، من هم نوکرت باشم

قرار شدکه مجال سخن نداشته باشی
قرارشدکه سری دربدن نداشته باشی

تَقاصِ چوب و لَبَت را طَلب کن ازعُشّاق
درست نیست “اویس قَرن” نداشته باشی

یا لَیتَنا کُنا مَعَک

در چشم ها باران رحمت را نگیر از ما
این سجده ی بر روی تربت را نگیر از ما

هر چند ما کفران نعمت کرده ایم اما
این بار لطفی کن ، وَ نعمت را نگیر از ما

هَل مِن مُعین

زهرا کنار درب حسینیه دم گرفت
هَل مِن مُعین… دوباره جهان رنگ غم گرفت

هیئت حریم توست ، وَ ما زائر توییم
خوشبخت شد کسی که شفا از حرم گرفت

یا حسین(ع)

ای آنکه نامت موجب شیدایی جبریل شد
شبنم زداغت رفته رفته جان گرفت و نیل شد

اندازه ی عرش خدا،رفعت گرفت این خانه ها
روی زمین وقتی برایت روضه ای تشکیل شد

دکمه بازگشت به بالا